3d-tutorial-cover-post

راه های یادگیری نقاشی سه بعدی + معرفی فیلم و کتاب آموزش نقاشی سه بعدی

بیشترین سوالی که در اینجا و صفحاتم داشتم درباره روش یادگیری نقاشی سه بعدی بوده است. اینکه از کجا باید شروع کنیم؟ چه راه ها و منابعی داریم؟ و سوالهای مشابه اینها. در این مطلب میخواهم مختصری درباره راه های یادگیری نقاشی سه بعدی صحبت کنم.

متاسفانه با جست و جو در اینترنت و کتاب ها آموزش های درستی درباره موضوع نقاشی سه بعدی پیدا نمی‌کنیم. البته به ظاهر، یعنی در عنوان ها آن را می‌بینیم. ولی وقتی مشغول مطالعه یا دیدن ویدیو و فیلم ها می‌شویم، متوجه می‌شویم که انها تنها یک نمایش از کشیدن نقاشی های سه بعدی بوده اند. نه آموزش آنها. این مسئله تنها در زبان فارسی نیست و در زبان ها و کشور های دیگر هم به همین نحو است. دلیل این موضوع را شاید بتوان به خاطر روش های اختصاصی هر کدام از آرتیست ها دانست. من هم در ابتدا همینطور بودم و علاقه ای به انتشار و اشتراک روش کارهای خودم نداشتم.

یادگیری نقاشی سه بعدی

چرا یادگیری نقاشی سه بعدی برای همه میتواند مفید باشد؟

معتقدم که طراحی و توانایی نمایش آنچه در سر داریم برای همه واجب است. مهم است که بتوانیم آنچه فکر می‌کنیم را تصویر کنیم و به اشتراک بگذاریم. بعد از آن اگر بدانیم که طراحی دگرگون سه بعدی کاری می‌کند که دیگر محدود به فضای دو بعدی صفحات نباشیم متوجه اهمیت آن می‌شویم. زمانی که می‌توانیم برای طراحی از صفحات متعدد و غیر هم سطح استفاده کنیم. نقاشی سه بعدی یک تکنیک نمایش است. نمایشی که در آن مخاطب می‌تواند با آن تعامل بیشتری داشته باشد. میتواند آن را بهتر درک کند.

چطور توانستم نقاشی سه بعدی را یاد بگیرم؟

هنرجویان در کلاس ها به من می‌گویند که خودشان بارها به دنبال آموزش ها بوده اند ولی چیزی پیدا نکرده اند. پس چطور توانسته ام نقاشی سه بعدی را یاد بگیرم؟

در جواب این سوال باید بدانید که نقاشی سه بعدی و تکنیک های آن عمر زیادی ندارند. همچنین نقاشی سه بعدی بیشتر یک تکنیک در نقاشی است نه یک هنر. یک ابزار است که هنرمند به واسطه آن می‌تواند تصویر یا ایده‌ای را که دارد در قالب یک تصویر شبه سه بعدی نمایش دهد. تمام هنرمندان این حوزه هم روش های خود را به صورت تجربی یادگرفته‌اند. روش های واقعی خود را تنها به صورت محدود در ورکشاپ های خود بیان می‌کنند. من هم در زمان زیادی که صرف توسعه و یادگیری این تکنیک ها کردم، توانستم روش خودم را ابداع کنم. در کنار آن تقریبا روش تمام هنرمندان سه بعدی را بررسی و تجربه کرده ام. به هر حال این مسیر یادگیری همانند چیزی که من تجربه کرده ام سالها زمان می‌برد. پس سوال بهتر شاید این باشد که روش یادگیری نقاشی سه بعدی چیست؟ از کجا باید شروع کنید؟

چرا تکنیک های نقاشی سه بعدی را آموزش می‌دهم؟

سالهای فعالیت فرصت آن را داشته ام که تکنیک هایم را در آثار متعدد و پروژه های گوناگون به کار بگیرم. از آنها استفاده کنم و کارهای متفاوتی خلق کنم. فکر میکنم چیزهایی که تجربه کردم امکان استفاده توسط دیگران را دارد. همچنین دوست دارم افراد دیگری هم از این تکنیک استفاده کنند و در کنار هم به پیشرفت آن کمک کنیم. ایده ام این است که بالاخره بتوانم در موضوعی که خود در آن فعالیت میکنم چیزهایی بسازیم تا در سایر کشورها آن را کپی کنند. جای آنکه همیشه عکس آن را ببینیم.

در مدت فعالیت حرفه ای سعی کردم تکنیک تمام آرتیست های نقاشی سه بعدی را بررسی کنیم و روش ابداعی خودم را تکمیل کنم. نتیجه تمام اینها تقسیم روش های اجرای نقاشی سه بعدی به دو نوع از تکنیک ها بوده است. روش «چشمی و عملیاتی» و روش «هندسی و محاسباتی». برای یادگیری نقاشی سه بعدی یا به بیان علمی تر «نقاشی دگرگون سه بعدی» دو مسیر پیش رو دارید. انتخاب هر کدام از این دو مسیر بستگی به مهارت و اهمیت موضوع نقاشی سه بعدی برای شما دارد. چرا که راه اول ساده و سریع تر و راه دوم پیچیده تر ولی قوی تر است.

چرا باید راه سخت تر را انتخاب کنید؟

جواب این سوال در کیفیت و توانمندی شما در اجرای سوژه های مختلف است. در راه ساده تر (روش چشمی و عملیاتی) شما یاد می‌گیرید نقاشی های سه بعدی بکشید ولی آنقدر دستتان باز نیست که آنچه از بزرگان این هنر می‌بینید را به درستی اجرا کنید. در روش دقیق تر (روش هندسی و محاسباتی) شما یاد میگیرید چطور می‌توانید هر سطحی را شبیه به بوم سه بعدی ببینید و هر چیز در ذهن دارید را با دقت بالا بکشید. من در حال حاضر در برای تولید آموزش و محتوا برای هر دو روش تلاش میکنم. وی سعی میکنم آنها را تکمیل کنم. با تکمیل و اضافه شدن آنها این صفحه را نیز به روز خواهم کرد.

روش چشمی و عملیاتی برای کشیدن نقاشی سه بعدی

تکنیک‌های این روش تقریباً از اسم آن مشخص می‌شوند. شما در تکنیک های این روش بیشتر متکی به بررسی چشمی طراحی خود هستید. در این روش سعی می‌کنید که طراحی خودتان را از دید بیننده مشاهده کنید. خودتان را جای او بگذارید. چیزی را بگشید که توقع دارید او از آن زاویه خاص ببیند. این روش بسیار ساده تر از روش هندسی است. اگر به دنبال یادگیری سریع و کاربردی نقاشی سه بعدی هستید این روش را به شما توصیه میکنم.

اما برای یادگیری این روش از کجا باید شروع کنید؟ در حال حاضر من دوره های زیر را برای آموزش این روش تهیه و منتشر کرده‌ام. شما می‌توانید از این دوره ها استفاده کنید.

دوره ویدیوئی آموزش نقاشی سه بعدی به روش چشمی

این دوره در قالب پنج قسمت ویدیوئی آماده شده است. من این دوره در سال ۹۵ ضبط و به صورت رایگان منتشر کردم. شما می‌توانید فیلم‌های این دوره آموزشی را در صفحه آموزش نقاشی سه بعدی به روش چشمی ببینید و از آن استفاده کنید.

اگر مشاهده این دوره به صورت آنلاین سخت است یا می‌خواهید این ویدیوها را با کیفیت اصلی داشته باشید. می‌توانید پکیج این ویدیوها را همراه با آرشیو تصاویر نقاشی سه بعدی و اسلایدهای ورکشاپ من از وبسایت ویداوین خریداری کنید.

[ لینک خرید بسته ویدیویی آموزش نقاشی سه بعدی ]

کتاب هنر نقاشی سه بعدی

این کتاب نوشته استفان پابس است. در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است. این کتاب را در سال ۹۶ ترجمه کردم و شما می‌توانید نسخه دیجیتال این کتاب را از طریق وبسایت ویداوین تهیه کنید. شما در این کتاب علاوه بر فراگیری مقدماتی نقاشی با قلم خشک و تئوری رنگ ها، دوازده نقاشی سه بعدی از استفان پابس را یاد می‌گیرید.

[ لینک خرید نسخه دیجیتال کتاب هنر نقاشی سه بعدی ]

روش هندسی و محاسباتی در طراحی دگرگون سه بعدی

تکنیک های این روش همان چیزهایی هستند که من به عنوان روش های خاص خودم ساخته و استفاده می‌کنم. تکنیک های این روش زمان بر و پیچیده تر هستند. ولی در عین حال یک ابزار بسیار قدرتمند در دست طراح هستند. این تکنیک ها قابلیت استفاده در هر دو روش طراحی دستی و طراحی دیجیتال را دارند. با استفاده از تکنیک های هندسی میتوان اشیاء و اجسام را با دقت بالا روی صفحه پیاده کرد. دقتی که سبب میشود اگر اصل آن شئ در کنار آن قرار بگیرد بیننده نتواند ان را تشخیص بدهد. این روش کمی سخت از روش قبلی است.

برای یادگیری این روش بسار مهم است که توانایی خود را در زمینه محاسبات ریاضی و هندسی قوی کنید. من در حال حاضر مشغول نوشتن کتاب کاملی برای آموزش کامل نقاشی سه بعدی هستم که تکنیک‌های هندسی و محاسباتی خودم را در ان بیان میکنم. امیدوارم به زودی این کتاب آماده و منتشر بشود.

 

این مطلب به مرور تکمیل می‌شود. آخرین ویرایش: ۱ دی ۱۳۹۶

chitgar1

همه چیز درباره نقاشی سه بعدی از تاریخچه تا روش طراحی

مختصری درباره نقاشی سه بعدی

شاید تا کنون عکس‌های مختلفی را در سایت های مختلف و یا شبکه های اجتماعی دیده باشید که یک تصویر بر روی زمین کشیده شده و به نظر می‌رسد دارای حجم است. مردم بخاطر جذابیتی که این تصاویر برایشان دارد در کنارشان عکس میگیرند و لحظات شادی را برای خود ایجاد می‌کنند. همچنین عکس های آن را به دوستان و آشنایان خود نشان می دهند. این نقاشی ها به نقاشی های سه بعدی معروف شدند. اگرچه نقاشی سه بعدی عنوانی است که برای این نقاشی ها انتخاب شده ولی واقعا سه بعدی نیستند و بخاطر طراحی و اجرای خاص آنها سه بعدی بنظر میرسند.

نقاشی سه بعدی موضوع جدیدی نیست ولی با گسترش اینترنت و ظهور شبکه های اجتماعی بیشتر به چشم آمد و دربین مشترکین شبکه های اجتماعی دست به دست شد. به همین دلیل است که در چند سال اخیر بیشتر شاهد این عکس ها بوده ایم.

نقاشی سه بعدی 3d painting

تاریخچه نقاشی سه بعدی

نقاشی سه بعدی به یکباره بوجود نیامده است. بلکه حاصل سال ها تجربه و تکامل توسط هنرمندان مختلف است. تاریخ پیدایش نقاشی سه بعدی خیابانی یا Street Art به دو بخش تقسیم میتواند کرد. بخش نخستین دوره فعالیت هنرمندان دوره رنسانس در قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی و دوره دوم مربوط به دهه ۱۹۸۰ تا امروز که بیشتر پیشرفت و تکامل نقاشی سه بعدی و نقاشی دگرگون در این دوره اتفاق افتاده است. شاید کم بودن تعداد آثار یا حتی فعالیت در این زمینه را در میان دو دوره بتوانید به انقلاب صنعتی و توجه بیش از حد سیستم های سرمایه داری به پیشرفت و رونق اقتصادی دانست.

اولین نمونه نقاشی دگرگون را میتوان در اثری از Hans Holbein مشاهده کرد. او در سال ۱۵۳۳ نقاشی عجیبی به نام The Ambassadors کشید که در پایین آن قسمتی نا مفهوم وجود داشت. این قسمت نا مفهوم با مشاهده از زاویه ای بسیار پایین رمز گشایی می‌شد.

اولین نقاشی سه بعدی دگرگون

همانطور که گفتم از آنجایی که این هنر دفعتا ایجاد نشده است، نمیتوان از هنرمند خاصی به عنوان خالق اولین نقاشی سه بعدی یاد کرد. اما کورت وینر به عنوان اولین نقاش سه بعدی شناخته میشود. گویا وی اولین نقاشی سه بعدی اش را در دهه هشتاد میلادی کشیده است. ولی افرادی هستند که به پیشرفت روز افزون این هنر کمک کرده اند و باعث ارتقا هرچه بیشتر این هنر شده اند. معروفترین آنها که اکنون نیز مشغول به کار است جولین بیور است که به آن لقب پیکاسو پیاده رو ها را داده اند. جولین بیور که یک هنرمند انگلیسی است نقش بسیار مهمی در معرفی این هنر داشت. او با آثار که مخاطب عادی با آنها ارتباط برقرار میکرد، 3D Street Art را به مخاطبان بیشتری معرفی کرد. از دیگر هنرمندان این عرصه که نقش پر رنگی در ارتقا آن داشتند میتوان به کورت وینر و مانفرد استدر آلمانی، جو هیل، لئون کی و تریسی لی استام آمریکایی اشاره کرد که طی سالهای 2005 تا 2010 کارهای فراوانی انجام دادند و بعد از آن سال ها حتی در فستیوال های عمومی هنر خیابانی بخشی را به نقاشی های سه بعدی خیابانی اختصاص دادند.

نقاشی سه بعدی چطور سه بعدی می شود

همانطور که در مقدمه اشاره کردیم نقاشی سه بعدی اسم مصطلح برای این نقاشی ها روی زمین و سطوح مختلف است. این نقاشی ها واقعا سه بعدی نیستند بلکه بخاطر طراحی خاص، سه بعدی بنظر می‌رسند. باید توجه داشته باشیم که این نقاشی ها فقط از یک زاویه به شکل حجم دار و سه بعدی دیده می‌شوند و بهترین تصویر خروجی که حالت سه بعدی دارد از دریچه دوربین (که میتواند دوربین موبایل و یا عکاسی باشد) به صورت صد درصدی و دقیقاً آن چیزی که هنرمند دوست داشته دیده می شود.

نقاشی سه بعدی از زاویه درست

نقاشی سه بعدی از زاویه درست و اصلی

نقاشی سه بعدی از زاویه غلط

نقاشی سه بعدی از زاویه دیگر

درباره نحوه سه بعدی شدن نقاشی های سه بعدی بارها یک سوال مشابه از من پرسیده می‌شود. آن سوال این است که سه بعدی شدن یک نقاشی سه بعدی مربوط به نحوه طراحی آن است یا نحوه اجرای آن بر روی زمین؟

درباره جواب این سوال باید بگویم که نقاشی سه بعدی تمام تکنیکی در طراحی است. اجرای خوب نقاشی تنها به واقعی تر شدن رنگ ها و سایه‌ها کمک می‌کند. در یک نقاشی سه بعدی طراح با خود میگویدکه نقش را در کجای صفحه قرار دهم تا بیننده فریب بخورد نه اینکه چه رنگی به کار ببرم که نقاشی طبیعی تر بشود. گرچه رنگ و لعاب اثر نیر در جذابیت آن موثر است. در مجموع نقاشی سه بعدی مجموعه ای از نقوش دگرگون شده است که بر روی سطوح مختلف اجرا می‌شود تا بیننده آن نقوش را از زاویه و محلی خاص به درستی یا حتی سه بعدی ببیند. تکنیک طراحی در این نقاشی اسم خاصی نیز دارد. نام صحیح این آثار هنری «نقاشی دگرگون» است که میتواند نمایی سه بعدی را شبیه سازی کند.

تکنیک طراحی دگرگون پیش از اینکه یک سبک هنری باشد بیشتر یک تکنیک ریاضی و هندسی است. یک الگو یا الگوریتم که میتوان به کمک آن طرح سه بعدی را بر روی صفحه دو بعدی اجرا کرد. بعضی هنرمندان این الگوریتم ها را به صورت چشمی و تجربی آزمایش کرده و اجرا میکند. اما من نقاشی های سه بعدی ام را به صورت هندسی و ریاضی طراحی میکنم.

ابزار و متریال مورد استفاده در نقاشی های سه بعدی

نقاشی سه بعدی در ابتدا با استفاده از گچ های رنگی یا پاستل گچی و در خیابان های عمومی اجرا می‌شد. عمر این نقاشی ها بخاطر نوع هنر هنرمندان اجرا کننده به گونه ای بود که قرار بر اجرا و ماندگاری طولانی مدت این نقاشی ها نبود. تنها رساندن منظور و هدف هنرمند در لحظه‌‌ی  اجرا حائز اهمیت بوه است. همچنین یک روش برای تعامل هنرمند با مخاطب عمومی و افرادی که در طی نقاشی با آن اثر ارتباط برقرار می کردند، بوده است. ولی با گسترش و تعمیم نقاشی های سه بعدی برای کاربرد های مختلف، ابزار ها، رنگ ها و تکنیک های مختلفی به آن اضافه شدند.

نقاشی خیابانی در نیویورک

یک نقاش خیابانی در شهر نیویورک مشغول کشیدن نقاشی

با گسترش روشهای مختلف، استفاده و کاربردی شدن نقاشی های سه بعدی، توسعه چشم گیری در تکنیک‌های اجرای این نقاشی ها به وجود آمد. این توسعه شامل استفاده از روش ها، متریال ها، رنگ ها و درگیر کردن سطوح مختلف برای اجرای این سبک از نقاشی ها بود. انتخاب هر یک از این متریال ها به نوع کارکرد این نقاشی ها وابسته است. برای مثال زمانی که هدف هنرمند تعامل با مخاطبانش باشد از پاستل گچی  استفاده میکند زیرا فقط سوژه هنرمند است که از بالاترین درجه اهمیت برخوردار است. نکته ای را باید درنظر داشته باشیم که هنر معاصر در مقایسه با هنر اعصار گذشته الزاما آثاری نیستند که قرار بر پایداری ابدی فیزیک آنها باشد.

به دلیل به وجود آمدن تکنولوژی‌های  مختلف و تغییر در اصل و ماهیت هنری آنها نحوه اجرای این آثار هنری تغییر کرده. برای مثال وقتی نقاشی های سه بعدی به وسیله پاستل گچی اجرا می‌شوند، این عکس ها و فیلم های گرفته شده از اثر است که ناقل پیام آن هنرمند است و خود نقاشی ماندگاری بالایی ندارد. برای انتخاب متریال مورد استفاده در اجرای نقاشی سه بعدی نحوه کاربری و استفاده از نقاشی سه بعدی است که تعیین کننده خواهد بود. برای مثال نقاش خیابانی برای انتقال پیام خود و جلوگیری از آسیب زدن به محیط پیرامون خود از پاستل گچی استفاده می‌کند یا در شرایط دیگر برای زیباسازی و دکوراسیون داخلی یک مجتمع تجاری یا فضای عمومی که قرار بر پایداری نقاشی سه بعدی است از رنگ های مقاوم در برابر سایش استفاده میکند.

امروزه تنوع بسیار زیادی در انتخاب متریال وجود دارد که انتخاب هرکدام بسته به نوع کاربری و سلیقه هنرمند برای آن اثر خاص متفاوت خواهد بود.

کارآمد بودن نقاشی سه بعدی

این نقاشی ها گسترش پیدا کرد و مردم از جذابیت آنها لذت بردند. شیوه ای در ارائه پیام شد. سبکی بوجود آمد که مردم با آنها ارتباط تنگاتنگ و دو سویه برقرار کرده و در خیلی مواقع موجبات شادی آنها فراهم می آمد. این ارتباط کمک کرد تا زمینه استفاده‌های متفاوت از نقاشی های سه بعدی شکل گیرد. نقاشی دگرگون سه بعدی امروزه برای دو منظور کاربرد فراوان دارد.

  • استفاده به عنوان رسانه و انتقال پیام
  • استفاده برای ایجاد احساس یا زیبا سازی

در مورد اول نقاشی های سه بعدی کاربردهایی نظیر تبلیغات و اطلاع رسانی پیدا کرد و در مورد دوم زمینه ساز استفاده از نقاشی های سه بعدی برای طراحی داخلی و زیباتر کردن محیط اطراف شد.

امروز شاهد تبلیغات بسیار اثربخشی با استفاده از نقاشی های سه بعدی هستیم. باید توجه داشت که نقاشی های سه بعدی کاربردهای متفاوتی نسبت به طراحی های دیجیتال دگرگون سه بعدی دارد. شرکت های تبلیغاتی از این تفاوت استفاده می‌کنند تا هنرمند حین نقاشی با مردم در تعامل کند. این موضوع زمینه ساز اجرای کمپین های مختلف تبلیغاتی و تولید محتوای ویروسی را فراهم میکند

نقاشی سه بعدی برای تبلیغات

فرهنگ استفاده از نقاشی سه بعدی در ایران

در سالهای اخیر محصولات و تکنولوژی های مختلف پیش از توسعه و ارتقاء کاربری و فرهنگ استفاده از آنها وارد ایران شده است. این ورود فی البداهه و بدون وجود فرهنگ و آموزش های لازم در جهت استفاده و بهره برداری صحیح یا لذت بردن از این تکنولوژی ها موجبات مشکلات فراوانی در نحوه استفاده از آنها شده است. نقاشی سه بعدی هم از این قاعده مستثنی نیست. به دلیل نبودن سابقه بیست و چند ساله نقاشی های سه  بعدی و تکامل آن  در ایران هنوز آشنایی در مورد نحوه استفاده از نقاشی های سه بعدی در خیابان و در مواجهه با آنها بین مخاطبان ایرانی وجود ندارد.

چند موضوع به این فرهنگ  سازی کمک خواهد کرد. فرهنگ استفاده از نقاشی سه بعدی به این معناست که در مواجهه با این نقاشی ها چه عکس العملی باید نشان داد و چطور از آنها لذت ببریم یا در برخورد با هنرمند اجرا کننده ی نقاشی ها چه واکنشی نشان دهیم.

در مواجهه با نقاشی های سه بعدی، نکته مهم در نظر گرفتن  زاویه دید مناسب برای این سبک از نقاشی‌ها است. در صورتی که از زاویه نادرست به این نقاشی ها نگاه شود یک تصویر کاملا کشیده و بی معنی را خواهیم دید. در صورت قرار گرفتن در محل مناسب دید این نقاشی ها تصویر، سه بعدی و درصورت عکس  گرفتن به صورت کاملا سه بعدی مشاهد می‌شود.

در این شرایط بهتر است از راهنما یا هنرمند این آثار راهنمایی های لازم را برای نحوه  عکاسی با نقاشی سه بعدی را طلب کنید یا خود به دنبال موقعیت های جذاب و مناسب عکاسی و ژست گرفتن بگردید. در این‌صورت حتما از این کار و دیدن عکس های خود در کنار نقاشی سه بعدی لذت بیشتری خواهید برد.

ممکن است علاقه‌مند باشید درباره تفاوت نقاشی سه بعدی و طراحی دیجیتال سه بعدی بدانید. برای این موضوع بیشنهاد میکنم ویدیوی آموزشی درباره نقاشی سه بعدی دیجیتال را ببینید.

illusion-application-1

۹ کاربرد خطای دید و توهم ادراکی که باورکردنی نیست!

هنرمندان صدها حتی هزاران خطای دید را در سال های گذشته کشف کرده یا ساخته اند. بعضی ها هم روی این اتفاقات سرمایه گذاری کردند. حالا هم در تلکنولوژی و فرمت های مختلف از آنها استفاده می‌شود. اما سوال مهم اینجاست که کاربرد خطای دید یا توهم ادراکی چیست؟ چطور میتواند کاربردی شود؟

تقریبا نمیشود توهمات و خطای دید را به درستی تعریف و اثبات کرد. اما دانشمندها دائماً به دنبال پیداکردن راهی برای استفاده از آنها در دنیای واقعی هستند. در این مطلب ۹ کاربرد خطای دید را به شما معرفی میکنم. کاربردهایی که ممکن است باور نکنید. تمام اینها با ایجاد یا کنترل توهمات دیداری یا یکی دیگر از حواس پنج گانه ایجاد شده اند. کشتی های جنگی، واقعیت مجازی، موسیقی و تلفن، چیزهایی هستند که میخواهم به شما معرفی کنم.

کاربرد خطای دیدفایل صوتی mp3

۱- فایل های صوتی فشرده

اولین کاربرد خطای دید و ادراکی درباره فایل های صورتی است. تمام فایل های  MP3براساس یک نوع توهم به وجود می‌آیند. یک فایل  MP3محصول فشرده سازی صوت همراه با کاهش حجم آن است. اما چطور این کاهش حجم یا فشرده سازی انجام می‌شود؟ برای اینکه حجم فایل ها کم شود در استاندارد MP3 بخش هایی از سیگنال های صدا حذف میشوند. بخش هایی حذف میشوند که تقریبا گوش ما امکان شنیدن آنها را ندارد. یا حداقل در میان سیگنال های موجود ندارد.

بگذارید با یک مثال موضوع را ساده کنم. فرض کنید در یک اتاق دو صدا وجود دارد که خیلی شبیه به هم هستند. در این شرایط مغز ما تنها یکی از آنها پردازش و برداشت میکند. انتخاب صدا بستیگی به شرایط، حجم صدا و فرکانس آن صدا دارد. به این پدیده پوشش یا Masking هم میگویند.

Diana Deutsch روانشناس ادراکی و شناختی در دانشگاه کالیفرنیا است. دیانا درباره این موضوع میگوید:

فشرده سازی صدا قطعا یک اتفاق از جنس خطای ادراکی است. شما میتوانید مقدار اطلاعات در یک سیگنال را کم کنید. مغز شما فضاها خالی را خودش پر میکند.

این پیده به صنعت موسیقی خیلی کمک کرد. ابتدا صداهایی که اکثر مردم نمیتوانند در پردازش مغز تشخیص بدهند حذف میشود. سپس با الگوریتم های سنتی فشرده سازی حجم آن کمتر هم میشود. در نهایت حجم فایل های صوتی تا ۹۰ درصد هم کاهش می‌یابد و این یک معجزه است.

توضیحات اضافه درباره فشرده سازی: ممکن است درباره الگوریتم های فشرده سازی، یعنی همان اتفاقی که زمان قرار دادن فایلتان در یک فولدر Zip می‌افتد، چیزی ندانید. خیلی ساده است. الگوریتم فشرده سازی یک الگو است. فایل و اصلاعات هم زنجیره ای از داده ها و اطلاعات. الگو به ما میگوید در صورت مشاهده داده های تکراری آنها  را با ترتیبی خاص حذف کند تا حجم کلی کم بشود. در نهایت هم همان الگو میگوید اگر میخواهید آن فایل را به حالت اول برگردانید، به چه ترتیبی داده ها حذف شده اند.

کاربرد خطای دید لامپ کم کصرف

۲- لامپ های کم مصرف تر

استفان مکنیک [1] دانشمند علوم اعصاب است و در دانشگاه نیویورک کار میکند. او با کمک همکارنش روی پروژه‌ای کار کرد که نتیجه جذابی داشت. کاربرد خطای دید ی که اجازه میدهد یک نور ۱۳٪ زمان ها را در حال خاموشی باشد ولی مغز ما آن را در تمام مدت روشن ببیند. با ساختن چنین لامپ هایی دانشمندان امیدوار بودند لامپ هایی بسازند که ۲۰٪ برق کمتری مصرف میکنند.

مکنیک: از زمانی که لامپ به وجود آمد دانشمندان در حال بررسی چشمک زدن لامپ ها هستند. اولین بار ادیسون فهمید که لامپ های حبابی با چشمک زدن ۶۰ بار در ثانیه به صورت مداول روشن به نظر میرسند.

مکنیک و گروهش کشف کردند که برداشت ما از روشنایی یک منبع نور تنها به تعداد دفعات روشن و خاموش شدن یا چشمک زندن مرتبط نیست. بلکه به نسبت دوره های روشنایی مرتبط است. آنها کشف کردند که اگر منبع نور ۶۷ میلی ثانیه روشن باشد و زمان های خاموشی را به ۱۰ میلی ثانیه برسانیم، بیننده به هیچ وجه متوجه چشمک زدن نور نمیشود.

مکنیک معتقد است این پدیده مصرف انرژی را کمتر و طول عمر لامپ را بیشتر میکند. چرا که الآن مصرف انرژی برای روشن کردن خانه ها و خیابان ها و هرجایی که در شب ها می‌بینیم، بیشتر شبیه به یک تراژدی است. در سایت شخصی استفان مکنیک میتوانید اطلاعات بیشتری درباره این پروژه پیدا کنید. خلاصه مقاله اصلی را هم میتوانید در سایت PNAS بخوانید.

توضیحات اضافه درباره فرکانس برق شهری: اگر دقت کرده باشید روی وسایلی که با برق شهری کار میکنند عبارت ۵۰ تا ۶۰ هرتز نوشته شده است. این همان بدعتی است که از زمان ادیسون باقی مانده است.

کاربردخطای دید رژیم لاعری

۳- بدون سختی لاغر شوید

کاربرد خطای دید را همه جا می‌توان دید. ولی بعید میدانم هیچ وقت با خود فکر می‌کردید که با خطای دید میتوانید لاغر بشوید. دانشمندان زمان زیادی است که خطای دید دلباف Delboeuf را میشناسند. این خطای دید باعث قضاوت اشتباه درباره ابعاد اشیاء می‌شود. مثال معروفش هم همان دایره رنگی است که وقتی درون دایره بزرگ تر قرار میگیرد، کوچکتر به نظر می‌رسد.

سال ۲۰۰۶ بود که برایان ونسینک و کورت ایترسام [2] روی ابعاد بشقاب تحقیق میکردند. آنها فهمیده بودند که بشقاب بزرگتر مقدار معینی غذا را کمتر نشان میدهد. آنها نشان دادند که اندازه بشقاب ها در آمریکا از سال ۱۹۶۰ به صورت متوسط ۲۲٪ بزرگتر شده اند. شاید این اتافق توضیح خوبی برای پر خوری آمریکایی ها در این اواخر باشد.

این موضوع احتمالاً اولین و ساده ترین قدم برای کاهش کردن وزن است. جالب اینجا است که یک حرکت مردمی هم برای استفاده از بشقاب های کوچک تر به وجود آمده. مقاله های سایتشان برای اطلاعات بیشتر خیلی مفید هستند.

برایان و کورت در تحقیقشان به کم شدن پسماند های غذای یک هتل اسکاندیناویایی اشاره کردند. رستوران این هتل غذا هایش را در بشقاب های کوچکی سرو میکرد و به مشتریان سفارش میکرد چند بار در یک وعده سفارش بدهند.

کاربرد خطای دید ترافیک

۴- تراکم ترافیک

اگر به خیابان ها دقت کنیم، وقتی سراشیبی به سربالایی تبدیل می‌شود معمولا ترافیک به وجود می‌آید. در این حالت طیف رنگی و نوری که به وجود می‌آید یک خطای دید برای راننده به وجود می‌آورد. توهمی که باعث قضاوت اشتباه درباره شیب جاده می‌شود.

این اتفاق یعنی که راننده ها معمولا تشخیص نمیدهند که چه زمانی به سربالایی می‌رسند. بنابراین راننده هم تصمیمی درستی درباره تنظیم سرعت ماشین نمیگیرد. در نتیجه ترافیک فشرده میشود.

آکایاسو تومودا [3] یک دانشمند ژاپنی در دانشگاه موساشینو توکیو است. او پیشنهاد میدهد که از بافت های راه راه میتوان در دیواره های خیابان ها استفاده کرد. او معتقد است این الکو های تکرار پذیر میتواند اشتباهات رانندگی در تشخیص شیب خیابان را اصلاح کند و در نتیجه ترافیک روان تری داشته باشیم. او این نتایج را بر اساس آزمایش هایی با ماشین های شبیه سازی رانندگی به دست آورده است. این هم کاربرد خطای دید در داشتن یک رانندگی کم دردسر!

کاربرد خطای دید پرسپکتیو فیلم سازی

۵-  پرسپکتیو اجباری

پرسپکتیو اجباری بر اساس یک خطای دید ساده به وجود می‌آید. همان چیزی که باعث میشود اشیاء نزدیک و دور، بزرگ و کوچیک دیده بشوند در حالی که واقعا اینطور نیست. ما میتوانیم از همین قانون استفاده کنیم و صحنه ای را بازسازی کنیم که دو شئ هم اندازه یکی بزرگتر دیده شود یا برعکس.

برای مثال در صحنه‌ی آخر فیلم کازابلانکا، هواپیمای فراری فقط یک ماکت مینیاتوری بود. فیلم های امروزی های نمونه های مدرن تری از این تکنیک را استفاده میکنند. مثل هاگرید در فیلم هری پاتر که دو برابر آدم های عادی بود. یا هابیت ها در فیلم ارباب حلقه ها که کوتاه قد بودند. جالب است که کاربرد خطای دید در جلوه های ویژه انقدر قدمت دارد.

با استفان مکنیک در بالا آشنا شدید. او میگوید: «پرسپکتیو اجباری به خاطر این به وجود می‌آید که سیستم بینایی سه بعدی در انسان خیلی چرند است. ما از شبکیه مسطح یعنی یک سطح دو بعدی برای دیدن سه بعدی استفاده میکنیم. بنابراین بهترین راه تشخیص فاصله و اندازاه همان سرنخ های قانون پرسپکتیو است.» البته به نظر من حرف ایشون چرنده،‌ نه سیستم بینایی. اولاً چیزی که ما داریم بهترین سیستم ممکن در شرایط فعلی است. دوماً این اتفاق بسیار شگفت انگیز است که ما با استفاده از دو سنسور دو بعدی محیط را سه بعدی می‌بینیم.

کاربردخطای دید فیلم انیمیشن

۶- فیلم و ویدیو

انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و تمام ویدئوهای آنلاین همه بر اساس یک خطای دید شناخته شده با نام پدیده «پی» ایجاد می‌شوند. پدیده پی[4] توهمی است که هنگام جایگزینی سریع تصاویر اتفاق می‌افتد و برداخت حرکت را در ما ایجاد میکند. برای مثال در فیلم هایی که می‌بینید حداقل ۲۴ بار تصاویر تغییر میکند، تا شما یک حرکت نرم و یکنواخت را ببینید. این عدد بر اساس تجربه کمترین مقداری است که باعث ایجاد توهم حرکت بدون پرش می‌شود.

این موضوع به این دلیل است که عملا سیستم بینایی ما چیزی برای تشخیص حرکت ندارد. بلکه مغز پدیده حرکت را بر اساس تغییر مرزهای اشیاء و فرم آنها که از دوران کودکی آموخته است درک میکند. و این اتفاق عملاً یک پردازش بعد از دیدن است که در مغز اتفاق می‌افتد، و ارتباطی به چشم ها ندارد.

کاربرد خطای دید واقعیت مجازی

۷- واقعیت مجازی

نمایش دهنده‌های واقعیت مجازی مانند [5]Oculus Rift بر اساس بخشی از تحقیقات مربوط به شبیه سازی پرواز [6]  به وجود آمده اند. همچنین بر اساس قرن ها تجربه هنر که چطور میتوان چشم ها را برای درک فضای سه بعدی گول زد. همان چیزی که خطای دید میخواهد. واقعیت مجازی احتمالاً شایع ترین کاربرد خطای دید است.

«‌ مغز از راهنمایی های پرسپکتیو برای تشخیص عمق استفاده می‌کند و این موضوع را قبل به وجود آمدن هنر استفاده از پرسپکتیو در نقاشی ها آموخته بود. هنرمندان فهمیدند این قوانین چه هستند. آنها را ساده کردند و با به کارگیری آنها توانستند عمق را با تغییر اندازه اشیاء نمایش دهند. »

برای مثال استفاده از پرسپکتیو خطی به ما کمک میکند تا به سادگی عمق را به بیننده نمایش دهیم. مانند خطوطی که همگرا میشوند، یا اشیایی که با کوچک تر شدن حس دورتر بودن را نسبت به بیننده القا میکنند.

تکنیک دیگر هم برای نمایش عمق وجود دارد. آن هم پرسپکتیو هوایی [7] aerial perspective است. این هم پدیده‌ی بسیار آشنایی است. این نوع از پرسپکتیو برای نمایش اجسام و صحنه‌های بسیار دور کاربرد دارد. همانطور که در واقعیت صحنه های بسیار دور به خاطر شرایط هوایی، محو و کدر به نظر می‌رسند. نقاش ها از این تکنیک برای کشیدن تپه ها و کوه های دوردست استفاده میکنند تا فاصله را نمایش دهند.

اما واقعیت مجازی به همین تکنیک های ساده ختم نمیشود. بلکه تمام سعی خودش را میکند تا هرچه بیشتر حواس پنج گانه ما را با خود همراه کند. مثلاً سیستم های شبیه ساز پرواز افکت های چرخش صندلی یا تکان خوردن هواپیما را با نمایش حرکت آن روی نمایشگر همراه میکند تا تجربه ای واقعی تر را پدید آورد. یا عینک های واقعیت مجازی مانند Oculus با داشتن دو نمایشگر برای هرکدام از چشم میتواند تفاوت دید چپ و راست انسان را در حالت واقعی نیز شبیه سازی کند.

تلاش برای خلق تجربه برداشت فضایی هم منجر به توسعه دستکش های سیمی [8] و سیستم کشش همه جانبه[9] شده اند. این رو سیستم با ایجاد نیروی معکوس میتوانند حس لمس کردن، گرفتن یا ضربه و افتادن را برای مخاطب ایجاد کنند.

همه اینها برای ایجاد تعامل همه جانبه مخاطب با دنیایی است که در واقعیت وجود ندارد. برای مشاهده یک سیتم واقعیت مجازی میتوانید به یکی از مجتمع های تجاری معروف سری بزنید. حتما یکی از همین سیستم ها را که برای سرگرمی آنها قرارگرفته را خواهید دید. 

کاربرد خطای دید در جنگ کشتی

۸- استتار زرشکی

استتار زرشکی از نظر خودم جذاب ترین کاربرد خطای دید است. عجیب است و شاید باور نکردنی که نقاشی های رنگی قرمز با کنتراست بالا بتواند نوعی استتار به حساب بیایند. ولی استتار زرشکی[10] که خودم برای Dazzle Camouflage معادل کردم، دقیقا نام همین اتفاق است. استتاری که هدفش همرنگ شدن با محیط نیست بلکه القای برداشتی متفاوت است. 

در خلال جنگ جهانی اول بود که اولین بار از چنین تکنیکی استفاده شد. روی کشتی ها نوارهایی را رنگ جیغ و کنتراست بالا می‌کشیدند. هدف این رنگ‌ها برای این بود که دشمن را سردرگم کند. ایده اصلی استتار زرشکی اختلال دشن در تحلیل صحیح اندازه، سرعت، جهت و نوع حرکت کشتی ها بوده است. در نتیجه احتمال برخورد اژدرهای شلیک شده از زیردریایی ها کم تر می‌شده است.

البته شاید این تکنیک امروز با وجود رادار های دقیق کاربرد زیادی نداشته باشید و از اختلال های متفاوتی باید استفاده کرد. اما در آن روز ها که نوع هدف گیری بر اساس شواهد بوده، این تکنیک بسیار مفید بوده. مثلا نوعی از زیردریایی آلمانی به نام U-boat  [11]وجود داشته که تنها به وسیله یک پریسکوپ می‌توانستند روی دریا را ببینند. مشاهده سطح آب هم نمی‌توانست بیشتر از پنج ثانیه باشد، چرا که ممکن بود منجر به لو رفتن موقعیت زیردریایی بشود. بنابراین فرمانده می‌بایست در همین چند ثانیه محل هدف گیری کشتی درحال حرکت را مشخص کرده و فرمان شلیک بدهد.

با وجود آنکه فکر می‌کنیم این تکنیک بسیار قدیمی شده و دیگر کاربردی ندارد، اما متخصص علوم بینایی، ساموئل اسکات در دانشگاه بریستول انگلستان تحقیق جالبی انجام داده است. در این تحقیق [12] مشخص شده که که استتار زرشکی برروی تحلیل سرعت اشیاع می‌تواند اختلال زیادی ایجاد کند. به خصوص در سرعت‌های زیاد.

در این تحقیق نمونه جالبی از کاکرد این استتار بیان شده است. فرض کنید که راکتی روی یک لندرور که با سرعت ۹۰ کیلیمتر بر ساعت سرعت دارد هدف گیری شده است. فاصله ماشین هم حدود ۷۰ متر است که یک فاصله معمول برای این کار است. استتار زرشکی ممکن است کمک کند که موشک موقعیت دقیق ماشین را تا یک متر از دست بدهد. و این خطا است که میتواند مرز میان مرگ و زندگی باشد.

 کاربرد خطای دید صوت تلفن

۹- تلفن و کاربرد خطای دید و ادراکی

همه تلفن برای انتقال صدا بر پایه یک توهم صوتی کار میکنند. پدیده ای که به حذف بنیادها [13] شناخته میشود. صداهای پیچیده مانند صحبت کردن یا موسیقی از اصوات با فرکانس های مختلفی تشکل شده اند. مثلا اصواتی در رنج های ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ هرتز. در این مثال رنج دوم و سوم را به صداهای هارمونیک و اولی و رنج های کمتر را به اصوات بنیادی میشناسند.

«با از دست دادن یا حذف اصوات بنیادی همچنان میتوان آنها را شنید. البته تا زمانی که به قدر کافی اصوات هارمونیک اصلاحاً مجاور درون صدا وجود داشته باشد.»

تلفن ها معمولاً به خاطر محدودیت های تجهیزات به کار رفته در آنها فقط اصوات بین ۳۰۰ تا ۳۰۰۰ هرتز را منتقل میکنند. بنیاد های صوت یک انسان بالغ عموماً کمتر از ۳۰۰ هرتز و یک یک مرد جوان کمتر از ۱۵۰ یا ۱۰۰ هرتز است. همین است بعضی وقت ها سخت می‌شود که تفاوت صدای کودکان، خانم ها و آقایان را تشخیص بدهیم.

«مغز ما میتواند صداهای بنیادی را که حذف شده اند را بازسازی کند. و شما فکر میکنید شما شش دانگ صدا را میشنوید. در حالی که واقعا اینطور نیست. چرا مغز ما این کار را میکند؟ حتما میدانید که ثدا با لرزش مولوکول های هوا منتقفل میشود. یعنی اگر هوا نباشد صدا هم معنایی ندارد. در هنگام این انتقال هم اتفاقات زیادی بر سر صداها می‌آید. با صدا های اضافی ترکیب می‌شود یا در هنگام عبود و برخورد با اجسام برخی فرکانس ها حذف میشوند. این بازسازی فرکانس ها و صدا در مغز ما کمک میکند که بتوانیم این اصوات را تحلیل کنیم. در حالی که ممکن از این اصات فرکانس کاملاً متواتی نسبت به زمان تولیدش داشته باشد.»

این اتفاق در تلفن ها مدرن تر به دلیل محدودیت در پهنای باند و کاهش هزینه، برای انتقال اطلاعات به وجود آمد. بنابراین مجبور به کاهش حجم اطلاعات عبوری در ثانیه بوده ایم. چه اطلاعاتی بهتر از اصوات بنیادی برای حذف، وقتی که مغز ما میتواند آنها را شبیه سازی کند.

 

چیزهایی که خواندید بخش کوچکی از کاربرد خطای دید و توهم ادراکی بود. در آینده سعی میکنم درباره هم کدام از توهم های ادراکی به صورت مستقل مطالبی را بنویسم. آیا شما نمونه های دیگری از کاربرد خطای دید یا توهم ادراکی را میشناسید؟

پیشنهاد میکنم پست های زیر را که مرتبط با موضوع این مطلب هستند را از دست ندهید

۵۰ عکس خطای دید ایرانی از سراسر ایران

یک هفته پیش مطلبی با عنوان عکاسی خلاقانه و تکنیک های خطای دید در همین سایتم منتشر کردم. بعد از گذشت یک هفته نزدیک به پنجاه عکس خطای دید ایرانی به دستم رسید. دوستان لطف کردن عکس های خطای دید که قبلا گرفته بودند را از طریق شبکه های اجتماعی به خصوص اینستاگرام برایم فرستادند. بعضی هم عکس های جدید با استفاده از تکنیک هایی که در آن آموزش عکاسی گفته بودم گرفته بودند و ارسال کرده بودند. در ادامه عکس هایی که به دستم رسیده اند را میتوانید ببینید. من در اینستاگرام با استفاده از امکان رای گیری درباره جذابیت هر کدام از این عکس ها از فالوئر ها سوال کردم. اعداد این نظر سنجی هم جمع کردم ولی نوشتن مجدد آنها زمان بر بود. بنا براین در بروزرسانی این پست در یکی دو روز آینده بخش آرای فالوئر ها را هم اضافه خواهم کرد.

 

عکس خطای دید و بازی خلاقیت

هفته پیش چند تکنیک خطای دید برای گرفتن عکس های خطای دید رو در سایتم منتشر کردم. یک هفته گذشت و من عکس هایی که شما دوستان برام فرستادید رو به صورت یک گالری در سایتم گذاشتم. لینک گالری رو هم در استوری آخر گذاشتم.
اگر بازم عکس اینطوری دارید بفرستید به تلگرام 09011919017 تا به این گالری اضافه بشه.

پ.ن: این هم عکس خودم که فکر کنم برای دو سال پیشه. گیلان بودیم و من هم مثل همیشه شیطنت کردم. همین شد که تیر خوردم :)) #عکاسی #خطای_دید

عکس حطای دید آموزش

photo-salso (2)

عكاسی خلاقانه و تكنیكهای خطای دید

حتماً بارها عکس هایی را دیده اید که به قول خودمان با عقل جور در نمی‌آیند. بیشتر این عکس‌ها به خطای دید معروف شده اند. شاید حتی خودتان به صورت اتفاقی چنین عکس‌هایی گرفته باشید. اما اگر زمانی بخواهید یک عکس خوب خطای دید بگیرید باید چه کنید؟ در این مطلب چند نکته کاربردی را در مورد این سبک عکاسی بسیار جذاب با شما در میان خواهم گذاشت.

یک: همیشه نباید تصویر را عمودی دید!

قسمت عمده ای از خطای دید ما بر اساس اصل مهم یادگیری بصری شكل میگیرد. این اصل به این معناست كه ما تصاویری كه از طریق چشم میبینیم بر اساس یادگیری های قبلی تحلیل میكنیم. برای مثال وقتی ما همیشه دنیا را به شكل عمودی و همه چیز را به زمین متصل شده دیدیم، این یك اصل تحلیل دیداری برای ما است. پس وقتی حالتی غیر از این رخ بده غیرقابل باور به نظر میرسد. اولین موضوع در گرفتن عكس های خلاقانه و بكارگیری تكنیك های خطای دید در عكاسی تمرین دیدن از زوایای متفاوت است. یعنی تغییر عادت های قبلی در دیدن، تنها به صورت عمودی. بنابراین لازم نیست حتما به حالتی نگاه كنیم كه جاذبه به سمت پایین باشد.

برای مثال در این عکسها، عكاس با چرخاندن عكس موفق شده یكی از عادت های ما برای دیدن را تغییر بدهد. اما همین كافی نیست چرا كه مغز ما به راحتی چرخش تصویر را تحلیل و زاویه رو اصلاح میكند. بنابراین باید در كنار چرخش كادر كاری كنیم تا مغز بیننده به راحتی موفق به تحلیل صحیح چرخش عكس نشود. یك راه بسیار موثر بازی با یادگیری قبلی ما از جاذبه زمین است. پیشفرض ذهن ما جاذبه را به یك سمت درك میكنه. پس با داشتن آیتم هایی با جاذبه های متفاوت كار برای تحلیل كمی دشوار خواهد شد.

نتیجه نکته اول: چرخش دوربین (كادر) + بازی با جاذبه برای آیتم های مختلف عكس = فریب بیننده

دو: همه‌ی سوژه ها در یک صفحه!

چشم ما در ویژگی های زیادی مشابه دوربینهای عکاسی عمل میکند. وقتی در مورد عکاسی و یا دیدن به تنهایی صحبت می‌کنیم، بیشتر در حال تمرکز بر روی ویژگی های فیزیکی یا اپتیکی هستیم. یکی از خصوصیات خاص دید ما که دوربین های عکاسی نیز بر اساس آن طراحی شده تا تصویری شبیه به دید ما داشته باشند، پرسپکتیو نام داره.

پرسپکتیو (در فارسی به آن ژرفنمایی نیز میگوییم) واقعیتی است که بر اساس آن هر جسمی که از ما دورتر میشود، کوچک تر نیز دیده میشود. شناخت همین نکته ساده دست‌مایه بسیاری از عکس های خلاقانه است. به نحوی که امکان ارتباط سوژه ها با فاصله های مختلف در عکس به جایگاه دوربین بستگی پیدا میکند نه به دور بودن آنها.

در محلی که هستید نگاهی به اطراف بیاندازید، سعی کنید بدون جابجا شدن جسمی که در فاصله پنج متری شماست را در دست بگیرید. غیر ممکن نیست! تنها کاری که باید انجام بدهید بستن یکی از چشمهاتان است. با این کار شما شبیه یک دوربین نگاه کردید و فاصله را در تصویری که می‌بینید بین جسم و دستتان از بین بردید. حالا میتوانید این تمرین را با دوربین موبایل انجام بدهید.

نتیجه نکته دوم: همه سوژه ها در صحنه با هر فاصله ای از دوربین، از نظر دورببن در یک صفحه قرار میگیرند. بنابراین به راحتی میشود بین آنها ارتباط برقرار کرد.

سه: دوربین عکاسی قدیمی بهترین ابزار!

باید بدانیم که مهم ترین موضوع در عکاسی، داشتن ایده است. اما داشتن دوربین مناسب برای ثبت بهترین تصویر خیلیدر اجرای ایده نقش مهمی ایفا میکند. برای هر یک از تکنیک هایی که گفتم نوع خاصی از دوربین های عکاسی مناسب است.

برای عکاسی با تکنیک حذف پرسپکتیو و قراردادن سوژه‌ها کنار هم، نیاز به دوربینی داریم که بزرگترین منطقه فوکوس یا فاصله ثبت تصویر را داشته باشد. این جمله یعنی یک دوربین قدیمی موبایل که امکان تنظیم فوکوس ندارد حتی بهترین گزینه است. چرا که در تصویر ثبت شده با آن تفاوتی در تار بودن سوژه در فاصله یک متری و ده متری وجود ندارد. به زبان فنی تر در هنگام عکاسی در وضعیت قابل تنظیم F را باید به حداکثر برسانیم.

در بعضی موارد نیاز به دوربین های خاصی وجود دارد که امکان تنظیم دستی فوکوس را داشته باشند. مانند زمانی که شما نیاز دارید یک سوژه را با تصویر محو شده سوژه‌ی دیگری در فاصله متفاوت کنار یکدیگر قرار دهید. مانند عکس زیر.

نتیجه نکته سوم: از ابزارهایی که داری بهترین استفاده بکن. خصوصیات آنها را بشناس و ببین برای چه نوع از عکاسی بهتر هستند.

چهار: زاویه دید دوربین نسبت به سوژه‌ها

یکی از مهم ترین نکات در عکاسی خطای دید انتخاب زاویه دید دوربین است. طبق عکس بالا سه روش تنظیم ارتفاع دوربین وجود دارد.

زوایه دید در عکاسی

دید پرنده: این روش در گرفتن عکس های تکنیک خطای دید کمتر استفاده می‌شود.

دید مستقیم: این روش در استفاده از از تکنیک های پرسپکتیو، جایگزینی، استفاده از رنگ‌ها و چرخش دوربین کاربرد دارد. (مثل عکس پسر بچه)

دید کرم: این روش در استفاده از تکنیک پرسپکتیو، تغییر ابعاد سوژه ها و چرخش دوربین کاربرد دارد. (مثل عکس عروسک و ماشین)

بعد از گذشت یک هفته از انتشار این مطلب نزدیک به پنجاه عکس خطای دید از دوستان دنبال کننده کانال هایم در شبکه های اجتماعی به دستم رسید. این عکس های را میتوانید در پست ۵۰ عکس خطای دید ایرانی ببینید.

پیشنهاد میکنم مطلب ۳۰ لوگوی الهام بخش که از تکنیک های خطای دید استفاده کرده اند را بخوانی

photo_2017-12-08_19-24-15

استیکر های سه بعدی دامون کیش

پروژه دامون کیش که اسفند ۹۵ انجام دادم. توی این پروژه شش اثر اجرا کردم که این دو تا از اونها است. این پروژه یک کمپین کوچک ولی موثر برای نوروز ۹۶ این مجتمع بود.

کارهای سه بعدی تجربه چیزهایی رو به مخاطب میده که یا هیچ وقت وجود نداشتن یا نمیشه به راحتی در کنارشون ایستاد و عکس گرفت. هدیه دادن این تجربه به مخاطب یعنی احترام به اون و انتقال پیام برند در حین تعامل با اون.

پیشنهاد میکنم چند دقیقه در گوگل دنبال پروژه های مشابه این عکس بگردید و اونها رو با هم مقایسه کنید. با وجود کیفیت بیشتر و هزینه کمتر از نمونه های خارجی چرا این آثار رو در ایران کم می بینید؟

لطفا نظر بدید. اگر نقدی هم به کارهای من دارید یا پیشنهادی، حتما بگید.

یک مطلب درباره بازاریابی چریکی و استفاده از نقاشی سه بعدی امشب توی سایت منتشر میکنم که پیشنهاد میکنم بخونید. البته اگر به حوزه تبلیغات علاقه دارید. لینک سایت بالای پیج هست.

اگر به داشتن این استیکر سه بعدی علاقه مند هستید میتوانید از طریق ویداوین آن را سفارش دهید.

خطای دید تناقض و چهره امیر تتلو

کپشن اینستاگرام:

وقتی #تتلو که نه، استاد #مقصودلو خواننده ارزشی خودش رو بین اسلایدهای من جا میده.
ورق بزنید ویدیویی که توی سخنرانی #تکانهنشون دادم رو میبینید.
ممکنه الان یه عده از دوستان بیان و از تتلو دفاع کنن. پیش پیش جواب میدم که این پست اعتراض و توهین به تتلو نیست. بلکه میخواستم مسخره کنم دوستان خودخواه سیاست بازمون رو.

ویدیوی خطای دید چهره امیر تتلو را میتوانید در زیر ببینید. دقت کنید که این ویدیو را برای آموزش ساختم و نه هدف دیگه ای.

توضیحات بیشتر درباره تحلیل مستقل:
تصویر در مغر ما به صورت یکباره تحلیل نمیشود. مغز اجزای مختلف تصویر را که از طریق زاویه محدود چشم ها می‌بیند به صورت مجزا تحلیل میکند. این ویدیو یک نمونه دقیق از این نوع تحلیل در مغز ما است. برای مثال مغز دهان و فرم آن را مستقل از وضعیت چهره تحلیل میکند. چون حالت آن در وضعیت طبیعی قرار داد، فارغ از این که در مجموع کل تصویر حالت اشتباهی دارد آن را نادیده می‌گیرد.

داستان کوتاه خلق کردن

از بچگی بقیه میگفتن کارهای عجیبی انجام میدم. راستش رو بخواید بین دوستام هم عجیب به نظر میرسیدم. از تلاش های خنده دار برای خلق سلول خوردشیدی در هفت سالگی تا درست کردن گلایدری از ماکارونی که چهل متر پرواز کرد یا مثلا افتخاراتی در برنامه نویسی، برق و روباتیک. بعد گرافیک و حالا که روی خطای دید تمرکز کردم.

تا هفته پیش فکر میکردم این همه کارهای مختلف به خاطر کنجکاوی و تجربه های جدید بوده و هست. ولی فهمیدم که فقط این نبوده. یک چیزی وجود داشت که همه اینها رو به هم وصل میکرد. همیشه از حس تعجب و شگفتی دیگران، خوشحالی و حتی حسادت دیگران احساس رضایت از کارم پیدا میکردم. شاید عجیب باشه و خودخواهی به نظر بیاد ولی حس شگفتی دیگران برام نشونه خوب بودن کارم بود.

#ویداوین جاییه که بعد از چندین شکست و اتفاق ناخوشایند راه انداختم تا بتونم در اون چیزهایی بسازم که دیگران هم بتونن داشته باشن. چیزهایی که همراه حس شگفتی و لذت باشه. این تابلو یکی از محصولاتیه که توی ویداوین ساختیم. الآن ویداوین با پنجاه و چهار کد محصول فعاله و محصولاتش فقط از طریق وبسایت ویداوین قابل سفارشه. این هفته ها و ماه های آینده تمام تلاشم طراحی و تولید محصولات بهتر و شگفت انگیزیه که دیدنشون لذت بخش باشه. محصولات فعلی با چیزهایی که در سر دارم خیلی فاصله دارن. امیدوارم با همراهی شما بتونم ویداوین رو به جایی برسونم که بتونه جذاب ترین احساسات رو به همه مردم هدیه بده.

پیج اینستاگرام ویداوین رو میتونید دنبال کنید و محصولاتش رو ببینید.

@vidavin.ir

photo_2017-12-08_15-29-01

به بهانه رکسانا ورزا برای وضع اکوسیستم استارت آپی

تا قبل از این کار اصلاً رکسانا ورزا یا ایستگاه اف را نمیشناختم. چون دو سالی هست که به کل از فضا و فکر و حال استارت آپ و کارآفرینی فاصله گرفتم. رکسانا، گویا راه اندازی و #مدیریت یکی از بزرگترین اکسلریتورها یا همان شتاب دهنده استارت آپ را در فرانسه بر عهده دارد.
این جلد مجله هم ماه پیش به سفارش اکسیر نوآوری طراحی کردم. چرا که گزارش مفصلی درباره این ایستگاه قطار متروکه که حالا تغییر کاربری داده تهیه کرده بود.

اما چرا از فضاییی که گفتم فاصله گرفتم ؟! چون فکر میکنم کارکرد صحیح حتی یک ابزار، تنها زمانی به وجود میآید که قبل از دسترسی به آن ابزار، مسیر تجربه زیستی و تکامل آن طی شده باشد. چه برسد به یک پارادایم جدید.

معتقدم موج توهم کار آفرین ای در پنج سال گذشته بلای بزرگی بر سر ارزش آفرینی و توسعه کسب و کار در ایران آورد. مانند صدها نمونه از نمونه های بلع و هضم ناقص خوراک جدید، همین حالا هم بیشتر شبیه به توده ای سرطانی شده است. این هم به خاطر نبود روحیه مولد است که خلاقیت را ممکن میکند. باور کنید یا نه اکوسیستم استارت آپی امروز ایران بیشتر شبیه مرداب است تا دره. مردابی با شناگران ورزیده در رویای پول سازی. ورود تازه واردها حتی با ایده ها و کار عالی بدون پول و سهم خواهی بزرگان رویای پول ممکن نیست.

با تمام این ها ویترین خوش رنگ #کارآفرین ای در نظر مردم جذاب تر است. کار آفرین های این حوزه با نظام برده داری تکنولوژیک و مدرن خود پیش بیشتر ما ستودنی تر هستند. چراکه رویای پول آفرینی جذاب تر از ارزش آفرینی است. چرا که ما خودمان را همیشه بیشتر دوست داریم.