illusion-application-1

۹ کاربرد خطای دید و توهم ادراکی که باورکردنی نیست!

هنرمندان صدها حتی هزاران خطای دید را در سال های گذشته کشف کرده یا ساخته اند. بعضی ها هم روی این اتفاقات سرمایه گذاری کردند. حالا هم در تلکنولوژی و فرمت های مختلف از آنها استفاده می‌شود. اما سوال مهم اینجاست که کاربرد خطای دید یا توهم ادراکی چیست؟ چطور میتواند کاربردی شود؟

تقریبا نمیشود توهمات و خطای دید را به درستی تعریف و اثبات کرد. اما دانشمندها دائماً به دنبال پیداکردن راهی برای استفاده از آنها در دنیای واقعی هستند. در این مطلب ۹ کاربرد خطای دید را به شما معرفی میکنم. کاربردهایی که ممکن است باور نکنید. تمام اینها با ایجاد یا کنترل توهمات دیداری یا یکی دیگر از حواس پنج گانه ایجاد شده اند. کشتی های جنگی، واقعیت مجازی، موسیقی و تلفن، چیزهایی هستند که میخواهم به شما معرفی کنم.

کاربرد خطای دیدفایل صوتی mp3

۱- فایل های صوتی فشرده

اولین کاربرد خطای دید و ادراکی درباره فایل های صورتی است. تمام فایل های  MP3براساس یک نوع توهم به وجود می‌آیند. یک فایل  MP3محصول فشرده سازی صوت همراه با کاهش حجم آن است. اما چطور این کاهش حجم یا فشرده سازی انجام می‌شود؟ برای اینکه حجم فایل ها کم شود در استاندارد MP3 بخش هایی از سیگنال های صدا حذف میشوند. بخش هایی حذف میشوند که تقریبا گوش ما امکان شنیدن آنها را ندارد. یا حداقل در میان سیگنال های موجود ندارد.

بگذارید با یک مثال موضوع را ساده کنم. فرض کنید در یک اتاق دو صدا وجود دارد که خیلی شبیه به هم هستند. در این شرایط مغز ما تنها یکی از آنها پردازش و برداشت میکند. انتخاب صدا بستیگی به شرایط، حجم صدا و فرکانس آن صدا دارد. به این پدیده پوشش یا Masking هم میگویند.

Diana Deutsch روانشناس ادراکی و شناختی در دانشگاه کالیفرنیا است. دیانا درباره این موضوع میگوید:

فشرده سازی صدا قطعا یک اتفاق از جنس خطای ادراکی است. شما میتوانید مقدار اطلاعات در یک سیگنال را کم کنید. مغز شما فضاها خالی را خودش پر میکند.

این پیده به صنعت موسیقی خیلی کمک کرد. ابتدا صداهایی که اکثر مردم نمیتوانند در پردازش مغز تشخیص بدهند حذف میشود. سپس با الگوریتم های سنتی فشرده سازی حجم آن کمتر هم میشود. در نهایت حجم فایل های صوتی تا ۹۰ درصد هم کاهش می‌یابد و این یک معجزه است.

توضیحات اضافه درباره فشرده سازی: ممکن است درباره الگوریتم های فشرده سازی، یعنی همان اتفاقی که زمان قرار دادن فایلتان در یک فولدر Zip می‌افتد، چیزی ندانید. خیلی ساده است. الگوریتم فشرده سازی یک الگو است. فایل و اصلاعات هم زنجیره ای از داده ها و اطلاعات. الگو به ما میگوید در صورت مشاهده داده های تکراری آنها  را با ترتیبی خاص حذف کند تا حجم کلی کم بشود. در نهایت هم همان الگو میگوید اگر میخواهید آن فایل را به حالت اول برگردانید، به چه ترتیبی داده ها حذف شده اند.

کاربرد خطای دید لامپ کم کصرف

۲- لامپ های کم مصرف تر

استفان مکنیک [1] دانشمند علوم اعصاب است و در دانشگاه نیویورک کار میکند. او با کمک همکارنش روی پروژه‌ای کار کرد که نتیجه جذابی داشت. کاربرد خطای دید ی که اجازه میدهد یک نور ۱۳٪ زمان ها را در حال خاموشی باشد ولی مغز ما آن را در تمام مدت روشن ببیند. با ساختن چنین لامپ هایی دانشمندان امیدوار بودند لامپ هایی بسازند که ۲۰٪ برق کمتری مصرف میکنند.

مکنیک: از زمانی که لامپ به وجود آمد دانشمندان در حال بررسی چشمک زدن لامپ ها هستند. اولین بار ادیسون فهمید که لامپ های حبابی با چشمک زدن ۶۰ بار در ثانیه به صورت مداول روشن به نظر میرسند.

مکنیک و گروهش کشف کردند که برداشت ما از روشنایی یک منبع نور تنها به تعداد دفعات روشن و خاموش شدن یا چشمک زندن مرتبط نیست. بلکه به نسبت دوره های روشنایی مرتبط است. آنها کشف کردند که اگر منبع نور ۶۷ میلی ثانیه روشن باشد و زمان های خاموشی را به ۱۰ میلی ثانیه برسانیم، بیننده به هیچ وجه متوجه چشمک زدن نور نمیشود.

مکنیک معتقد است این پدیده مصرف انرژی را کمتر و طول عمر لامپ را بیشتر میکند. چرا که الآن مصرف انرژی برای روشن کردن خانه ها و خیابان ها و هرجایی که در شب ها می‌بینیم، بیشتر شبیه به یک تراژدی است. در سایت شخصی استفان مکنیک میتوانید اطلاعات بیشتری درباره این پروژه پیدا کنید. خلاصه مقاله اصلی را هم میتوانید در سایت PNAS بخوانید.

توضیحات اضافه درباره فرکانس برق شهری: اگر دقت کرده باشید روی وسایلی که با برق شهری کار میکنند عبارت ۵۰ تا ۶۰ هرتز نوشته شده است. این همان بدعتی است که از زمان ادیسون باقی مانده است.

کاربردخطای دید رژیم لاعری

۳- بدون سختی لاغر شوید

کاربرد خطای دید را همه جا می‌توان دید. ولی بعید میدانم هیچ وقت با خود فکر می‌کردید که با خطای دید میتوانید لاغر بشوید. دانشمندان زمان زیادی است که خطای دید دلباف Delboeuf را میشناسند. این خطای دید باعث قضاوت اشتباه درباره ابعاد اشیاء می‌شود. مثال معروفش هم همان دایره رنگی است که وقتی درون دایره بزرگ تر قرار میگیرد، کوچکتر به نظر می‌رسد.

سال ۲۰۰۶ بود که برایان ونسینک و کورت ایترسام [2] روی ابعاد بشقاب تحقیق میکردند. آنها فهمیده بودند که بشقاب بزرگتر مقدار معینی غذا را کمتر نشان میدهد. آنها نشان دادند که اندازه بشقاب ها در آمریکا از سال ۱۹۶۰ به صورت متوسط ۲۲٪ بزرگتر شده اند. شاید این اتافق توضیح خوبی برای پر خوری آمریکایی ها در این اواخر باشد.

این موضوع احتمالاً اولین و ساده ترین قدم برای کاهش کردن وزن است. جالب اینجا است که یک حرکت مردمی هم برای استفاده از بشقاب های کوچک تر به وجود آمده. مقاله های سایتشان برای اطلاعات بیشتر خیلی مفید هستند.

برایان و کورت در تحقیقشان به کم شدن پسماند های غذای یک هتل اسکاندیناویایی اشاره کردند. رستوران این هتل غذا هایش را در بشقاب های کوچکی سرو میکرد و به مشتریان سفارش میکرد چند بار در یک وعده سفارش بدهند.

کاربرد خطای دید ترافیک

۴- تراکم ترافیک

اگر به خیابان ها دقت کنیم، وقتی سراشیبی به سربالایی تبدیل می‌شود معمولا ترافیک به وجود می‌آید. در این حالت طیف رنگی و نوری که به وجود می‌آید یک خطای دید برای راننده به وجود می‌آورد. توهمی که باعث قضاوت اشتباه درباره شیب جاده می‌شود.

این اتفاق یعنی که راننده ها معمولا تشخیص نمیدهند که چه زمانی به سربالایی می‌رسند. بنابراین راننده هم تصمیمی درستی درباره تنظیم سرعت ماشین نمیگیرد. در نتیجه ترافیک فشرده میشود.

آکایاسو تومودا [3] یک دانشمند ژاپنی در دانشگاه موساشینو توکیو است. او پیشنهاد میدهد که از بافت های راه راه میتوان در دیواره های خیابان ها استفاده کرد. او معتقد است این الکو های تکرار پذیر میتواند اشتباهات رانندگی در تشخیص شیب خیابان را اصلاح کند و در نتیجه ترافیک روان تری داشته باشیم. او این نتایج را بر اساس آزمایش هایی با ماشین های شبیه سازی رانندگی به دست آورده است. این هم کاربرد خطای دید در داشتن یک رانندگی کم دردسر!

کاربرد خطای دید پرسپکتیو فیلم سازی

۵-  پرسپکتیو اجباری

پرسپکتیو اجباری بر اساس یک خطای دید ساده به وجود می‌آید. همان چیزی که باعث میشود اشیاء نزدیک و دور، بزرگ و کوچیک دیده بشوند در حالی که واقعا اینطور نیست. ما میتوانیم از همین قانون استفاده کنیم و صحنه ای را بازسازی کنیم که دو شئ هم اندازه یکی بزرگتر دیده شود یا برعکس.

برای مثال در صحنه‌ی آخر فیلم کازابلانکا، هواپیمای فراری فقط یک ماکت مینیاتوری بود. فیلم های امروزی های نمونه های مدرن تری از این تکنیک را استفاده میکنند. مثل هاگرید در فیلم هری پاتر که دو برابر آدم های عادی بود. یا هابیت ها در فیلم ارباب حلقه ها که کوتاه قد بودند. جالب است که کاربرد خطای دید در جلوه های ویژه انقدر قدمت دارد.

با استفان مکنیک در بالا آشنا شدید. او میگوید: «پرسپکتیو اجباری به خاطر این به وجود می‌آید که سیستم بینایی سه بعدی در انسان خیلی چرند است. ما از شبکیه مسطح یعنی یک سطح دو بعدی برای دیدن سه بعدی استفاده میکنیم. بنابراین بهترین راه تشخیص فاصله و اندازاه همان سرنخ های قانون پرسپکتیو است.» البته به نظر من حرف ایشون چرنده،‌ نه سیستم بینایی. اولاً چیزی که ما داریم بهترین سیستم ممکن در شرایط فعلی است. دوماً این اتفاق بسیار شگفت انگیز است که ما با استفاده از دو سنسور دو بعدی محیط را سه بعدی می‌بینیم.

کاربردخطای دید فیلم انیمیشن

۶- فیلم و ویدیو

انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و تمام ویدئوهای آنلاین همه بر اساس یک خطای دید شناخته شده با نام پدیده «پی» ایجاد می‌شوند. پدیده پی[4] توهمی است که هنگام جایگزینی سریع تصاویر اتفاق می‌افتد و برداخت حرکت را در ما ایجاد میکند. برای مثال در فیلم هایی که می‌بینید حداقل ۲۴ بار تصاویر تغییر میکند، تا شما یک حرکت نرم و یکنواخت را ببینید. این عدد بر اساس تجربه کمترین مقداری است که باعث ایجاد توهم حرکت بدون پرش می‌شود.

این موضوع به این دلیل است که عملا سیستم بینایی ما چیزی برای تشخیص حرکت ندارد. بلکه مغز پدیده حرکت را بر اساس تغییر مرزهای اشیاء و فرم آنها که از دوران کودکی آموخته است درک میکند. و این اتفاق عملاً یک پردازش بعد از دیدن است که در مغز اتفاق می‌افتد، و ارتباطی به چشم ها ندارد.

کاربرد خطای دید واقعیت مجازی

۷- واقعیت مجازی

نمایش دهنده‌های واقعیت مجازی مانند [5]Oculus Rift بر اساس بخشی از تحقیقات مربوط به شبیه سازی پرواز [6]  به وجود آمده اند. همچنین بر اساس قرن ها تجربه هنر که چطور میتوان چشم ها را برای درک فضای سه بعدی گول زد. همان چیزی که خطای دید میخواهد. واقعیت مجازی احتمالاً شایع ترین کاربرد خطای دید است.

«‌ مغز از راهنمایی های پرسپکتیو برای تشخیص عمق استفاده می‌کند و این موضوع را قبل به وجود آمدن هنر استفاده از پرسپکتیو در نقاشی ها آموخته بود. هنرمندان فهمیدند این قوانین چه هستند. آنها را ساده کردند و با به کارگیری آنها توانستند عمق را با تغییر اندازه اشیاء نمایش دهند. »

برای مثال استفاده از پرسپکتیو خطی به ما کمک میکند تا به سادگی عمق را به بیننده نمایش دهیم. مانند خطوطی که همگرا میشوند، یا اشیایی که با کوچک تر شدن حس دورتر بودن را نسبت به بیننده القا میکنند.

تکنیک دیگر هم برای نمایش عمق وجود دارد. آن هم پرسپکتیو هوایی [7] aerial perspective است. این هم پدیده‌ی بسیار آشنایی است. این نوع از پرسپکتیو برای نمایش اجسام و صحنه‌های بسیار دور کاربرد دارد. همانطور که در واقعیت صحنه های بسیار دور به خاطر شرایط هوایی، محو و کدر به نظر می‌رسند. نقاش ها از این تکنیک برای کشیدن تپه ها و کوه های دوردست استفاده میکنند تا فاصله را نمایش دهند.

اما واقعیت مجازی به همین تکنیک های ساده ختم نمیشود. بلکه تمام سعی خودش را میکند تا هرچه بیشتر حواس پنج گانه ما را با خود همراه کند. مثلاً سیستم های شبیه ساز پرواز افکت های چرخش صندلی یا تکان خوردن هواپیما را با نمایش حرکت آن روی نمایشگر همراه میکند تا تجربه ای واقعی تر را پدید آورد. یا عینک های واقعیت مجازی مانند Oculus با داشتن دو نمایشگر برای هرکدام از چشم میتواند تفاوت دید چپ و راست انسان را در حالت واقعی نیز شبیه سازی کند.

تلاش برای خلق تجربه برداشت فضایی هم منجر به توسعه دستکش های سیمی [8] و سیستم کشش همه جانبه[9] شده اند. این رو سیستم با ایجاد نیروی معکوس میتوانند حس لمس کردن، گرفتن یا ضربه و افتادن را برای مخاطب ایجاد کنند.

همه اینها برای ایجاد تعامل همه جانبه مخاطب با دنیایی است که در واقعیت وجود ندارد. برای مشاهده یک سیتم واقعیت مجازی میتوانید به یکی از مجتمع های تجاری معروف سری بزنید. حتما یکی از همین سیستم ها را که برای سرگرمی آنها قرارگرفته را خواهید دید. 

کاربرد خطای دید در جنگ کشتی

۸- استتار زرشکی

استتار زرشکی از نظر خودم جذاب ترین کاربرد خطای دید است. عجیب است و شاید باور نکردنی که نقاشی های رنگی قرمز با کنتراست بالا بتواند نوعی استتار به حساب بیایند. ولی استتار زرشکی[10] که خودم برای Dazzle Camouflage معادل کردم، دقیقا نام همین اتفاق است. استتاری که هدفش همرنگ شدن با محیط نیست بلکه القای برداشتی متفاوت است. 

در خلال جنگ جهانی اول بود که اولین بار از چنین تکنیکی استفاده شد. روی کشتی ها نوارهایی را رنگ جیغ و کنتراست بالا می‌کشیدند. هدف این رنگ‌ها برای این بود که دشمن را سردرگم کند. ایده اصلی استتار زرشکی اختلال دشن در تحلیل صحیح اندازه، سرعت، جهت و نوع حرکت کشتی ها بوده است. در نتیجه احتمال برخورد اژدرهای شلیک شده از زیردریایی ها کم تر می‌شده است.

البته شاید این تکنیک امروز با وجود رادار های دقیق کاربرد زیادی نداشته باشید و از اختلال های متفاوتی باید استفاده کرد. اما در آن روز ها که نوع هدف گیری بر اساس شواهد بوده، این تکنیک بسیار مفید بوده. مثلا نوعی از زیردریایی آلمانی به نام U-boat  [11]وجود داشته که تنها به وسیله یک پریسکوپ می‌توانستند روی دریا را ببینند. مشاهده سطح آب هم نمی‌توانست بیشتر از پنج ثانیه باشد، چرا که ممکن بود منجر به لو رفتن موقعیت زیردریایی بشود. بنابراین فرمانده می‌بایست در همین چند ثانیه محل هدف گیری کشتی درحال حرکت را مشخص کرده و فرمان شلیک بدهد.

با وجود آنکه فکر می‌کنیم این تکنیک بسیار قدیمی شده و دیگر کاربردی ندارد، اما متخصص علوم بینایی، ساموئل اسکات در دانشگاه بریستول انگلستان تحقیق جالبی انجام داده است. در این تحقیق [12] مشخص شده که که استتار زرشکی برروی تحلیل سرعت اشیاع می‌تواند اختلال زیادی ایجاد کند. به خصوص در سرعت‌های زیاد.

در این تحقیق نمونه جالبی از کاکرد این استتار بیان شده است. فرض کنید که راکتی روی یک لندرور که با سرعت ۹۰ کیلیمتر بر ساعت سرعت دارد هدف گیری شده است. فاصله ماشین هم حدود ۷۰ متر است که یک فاصله معمول برای این کار است. استتار زرشکی ممکن است کمک کند که موشک موقعیت دقیق ماشین را تا یک متر از دست بدهد. و این خطا است که میتواند مرز میان مرگ و زندگی باشد.

 کاربرد خطای دید صوت تلفن

۹- تلفن و کاربرد خطای دید و ادراکی

همه تلفن برای انتقال صدا بر پایه یک توهم صوتی کار میکنند. پدیده ای که به حذف بنیادها [13] شناخته میشود. صداهای پیچیده مانند صحبت کردن یا موسیقی از اصوات با فرکانس های مختلفی تشکل شده اند. مثلا اصواتی در رنج های ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ هرتز. در این مثال رنج دوم و سوم را به صداهای هارمونیک و اولی و رنج های کمتر را به اصوات بنیادی میشناسند.

«با از دست دادن یا حذف اصوات بنیادی همچنان میتوان آنها را شنید. البته تا زمانی که به قدر کافی اصوات هارمونیک اصلاحاً مجاور درون صدا وجود داشته باشد.»

تلفن ها معمولاً به خاطر محدودیت های تجهیزات به کار رفته در آنها فقط اصوات بین ۳۰۰ تا ۳۰۰۰ هرتز را منتقل میکنند. بنیاد های صوت یک انسان بالغ عموماً کمتر از ۳۰۰ هرتز و یک یک مرد جوان کمتر از ۱۵۰ یا ۱۰۰ هرتز است. همین است بعضی وقت ها سخت می‌شود که تفاوت صدای کودکان، خانم ها و آقایان را تشخیص بدهیم.

«مغز ما میتواند صداهای بنیادی را که حذف شده اند را بازسازی کند. و شما فکر میکنید شما شش دانگ صدا را میشنوید. در حالی که واقعا اینطور نیست. چرا مغز ما این کار را میکند؟ حتما میدانید که ثدا با لرزش مولوکول های هوا منتقفل میشود. یعنی اگر هوا نباشد صدا هم معنایی ندارد. در هنگام این انتقال هم اتفاقات زیادی بر سر صداها می‌آید. با صدا های اضافی ترکیب می‌شود یا در هنگام عبود و برخورد با اجسام برخی فرکانس ها حذف میشوند. این بازسازی فرکانس ها و صدا در مغز ما کمک میکند که بتوانیم این اصوات را تحلیل کنیم. در حالی که ممکن از این اصات فرکانس کاملاً متواتی نسبت به زمان تولیدش داشته باشد.»

این اتفاق در تلفن ها مدرن تر به دلیل محدودیت در پهنای باند و کاهش هزینه، برای انتقال اطلاعات به وجود آمد. بنابراین مجبور به کاهش حجم اطلاعات عبوری در ثانیه بوده ایم. چه اطلاعاتی بهتر از اصوات بنیادی برای حذف، وقتی که مغز ما میتواند آنها را شبیه سازی کند.

 

چیزهایی که خواندید بخش کوچکی از کاربرد خطای دید و توهم ادراکی بود. در آینده سعی میکنم درباره هم کدام از توهم های ادراکی به صورت مستقل مطالبی را بنویسم. آیا شما نمونه های دیگری از کاربرد خطای دید یا توهم ادراکی را میشناسید؟

پیشنهاد میکنم پست های زیر را که مرتبط با موضوع این مطلب هستند را از دست ندهید

چشم چه میبیند؟ بررسی ویژگی های چشم انسان [اینفوگرفیک]

هیچ میدانید ما ده درصد از زمانی را که بیدار هستیم را در حال پلک زدنیم!؟ با وجود این همه پلک زدن چطور فکر میکنیم تمام جزییات را می بینیم! یا میدانید که اگر قرار بود یک دوربین عکاسی با کیفیت چشم انسان عکس بگیرد. باید این دوربین بیشتر از ۵۰۰ مگاپیکسل میداشت؟ ویژگی های چشم های ما واقعا شگفت انگیز است. در این اینفوگرافیک تنها با چند مورد از این ویژگی ها میتوانید آشنا بشوید.

 

میدانید کور رنگی چیست؟ چطور به وجود می‌آید؟ یا اینکه کوررنگی درمان دارد؟ من ویدئویی درباره این موضوع دارم که در پست کوررنگی چیست میتوانید ببینید.

تست دو

کورنگی چیست؟

کوررنگی یک نوع بیماری ژنتیکی و ارثی در این بیماری فرد در دیدن طیف کامل رنگ های دچار مشکل می‌شود. سلول های بینایی افرادی که دچار مشکل کوررنگی هستند، در تشخیص برخی رنگ های ناتوان می‌شود. بنا براین فرد نمیتواند تفاوت بعضی رنگ ها را ببیند. کور رنگی انواع مختلفی دارد. شایع ترین نوع آن در تشخیص رنگ سبز و قرمز است. توضیح دقیق و علمی کور رنگی عبارت است از مشکل در تشخیص و تفکیک رنگ (نور) های اصلی که عبارت اند از آبی، سبز و قرمز که به افتخار کاشف آن به دالتونیسم هم شناخته می‌شود. برای اطلاعات بیشتر میتوانید صفحه کوررنگی در ویکی پدیا را مطالعه کنید. همچنین این اختلال یکی از مورادی است که برای طراحی خطای دید از آن استفاده می‌شود.

کوررنگی چطور به وجود میاید؟

در ویدیوی زیر به توضیح درباره کوررنگی پرداخته ام که نسخه ذخیره شده لایو اینستاگرام در تاریخ ۴ تیر ۹۶ می‌باشد. در این گفت و گو به پرسش های زیادی که توسط بیننده ها مطرح می‌شد، پاسخ دادم. کوررنگی چیست؟ چطور به وجود می‌آید؟ تفاوت شب کوری با کوررنگی چیست؟ کوررنگی درمانی دارد؟ تفاوت دید خانم ها و آقایون چیست؟ پاسخ این سوالات و چندین مورد دیگر در این ویدیو وجود دارد.

 تشخیص بیماری کوررنگی

کور رنگی با وجود شیوع بالا که میزان آن در مردان به ۸ درصد میرسد درمانی ندارد. اما تشخیص آن بسیار مهم است. تشخیص بیماری کوررنگی به جلگیری از اتفاقات ناشی از دید اشتباه کمک میکند. شینوبو ایشیهارا استاد دانشگاه توکیو چارت های رنگی زیر را برای تشخیص بیماری کوررنگی در سال ۱۹۱۷ طراحی کرد. شما میتوانی خودت این آزمون را انجام دهی.
به تصاویر زیر نگاه کن و اعدادی که در آنها میبینی را به ترتیب در کامنت بنویس. سپس آنها را با عددی که از انها به ابتدا در زیر عکسها نوشتم مقایسه کن. اگر بیش از نیم آنها را اشتباه تشخیص دادی به معنی داشتن این مشکل است.
.
اول مانت بذارید و بعد با عدد زیر به صورت معکوس مقایسه کنیی
جواب معکوس تست ایشهارا بالا : 8124675
mastbastani

احساسات! چیزی که خاطرات را ماندگار میکند

این نوشته بیشتر خودش از جنس شاید یک خاطره به حساب بیاید. خاطره ای که به دلیل ترکیب شدن با یک احساس خاص، ثبت و احتمالاً غیر قابل پاک شدن شده است.

چند شب پیش طبق عادتی که برای خودن یک چیز شیرین بعد از غذا دارم، یک بستی خریدم. با اولین گاز از بستی به سه سال پیش پرت شدم. تابستان بود و هوا بسیار گرم. در خیابان ظهیر الاسلام بودم. بعد از ساعت ها که مشغول گشتن به دنبال کاغذی خاص بودم و بارها این خیابان را بالا و پایین کرده بودم،‌ به تنها سوپر مارکت آن خیابان رفتم. سال نود و چهار اولین بار بود که شرکت میهن چیزی به اسم ماست بستی را عرضه کرده بود. از روی کنجکاوی خواستم آن را امتحان کنم. لحظه اولین گاز از بستی در کنار خیابان و زیر آفتاب شدید، وقتی که حسابی عرق کرده بودم را نمیتوانم فراموش کنم. دقیقاً شبیه به تبلیغات عجیبشان بود. یک نفر آن محصول جدید و خوشمزه را میخورد و با چشمان گرد شده نفس عمیقی از روی لذت یک طعم فوق العاده میکشد. الآن که به آن تجربه را به یاد می‌آورم، فکر میکنم که اکر هر خوراکی خنکی را در آن لحظه میخوردم احتمالاً همین حال را میداشتم. اما امروز آن لحظه سخت در آن روز سخت که با یک استراحت ساده همراه بود را با طعم یک بستنی به یاد می‌آورم. به طرزی به یاد می‌آورم که انگار همین چند ساعت پیش بوده.

اینها من را به تامل بر روی این موضوع وادار کرد که

چرا بعضی خاطرات را بیشتر و بعضی را کمتر به یاد می‌سپاریم؟

به یاد فیلم یا انیمیشن ایسایداوت [1] و تصویر سازی ساده ای که از احساسات پیچیده و خاطرات داشت افتادم. (فکر میکنم حتماً باید این فیلم را دوبار دید، یک بار برای دیدن و سرگرم شدن و بار دیگر برای درک مفاهیم پیچیده‌ای که به زبان ساده به تصویر کشیده شده بودند)

در این فیلم در ذهن هر کس پنج شخصیت لذت، ترس، ناراحتی، خشم و تنفر[2] زندگی میکند. هر عکس العملی در گفت و گو یا نزاع بین این پنج شخصیت شکل میگیرد. آنها در مغز نشسته اند و کارشان دیدن و دریافت کردن هرچه از حواس پنج گانه وارد می‌شود است. البته گویا صد ها کاراکتر دیگر مشغول زندگی در رویاها و سرزمین های خاطرات هستند. که اینها در مجموع شخصیت کلی آن فرد را می‌سازند.

با وجود جذاب بودن قسمت های مختلف این فیلم، نمایش بخش های شکل گیری، ذخیره سازی و یادآوری خاطرات در اینجا بیشتر مورد علاقه من است. خاطره ها در گوی هایی ذخیره میشوند و هرکدام در بخش خاصی نگهداری میشوند تا زمانی که یک اتفاق برای ارجاع، رخ دهد. البته در این میان شوخی با ریتم آهنگ یک آگهی تلویزیونی به عنوان یک خاطره که بدون ارجاعِ معنادار یادآوری می‌شود، فوق العاده است. قسمت مورد علاقه من آن بخشی است که خاطرات کمرنگ می‌شوند و به تدریج از بین می‌روند. اما خاطراتی پا برجا می‌مانند که ویژگی های خاصی داشته باشند. مانند تکرار که با هربار ارجاع، گوی خاطره تمیز می‌شد و به انبار باز می‌گشت.

اما مهمترین ویژگی در ماندگاری خاطرات را ترکیب آنها با احساسات باید دانست. که دراین فیلم بسیار در لفافه بیان شده است. مانند به یاد آوردن موقعیت مکانی و زمانی لحظه عاشق شدن به عنوان یک حس قوی! خب میزان ماندگاری هر خاطره با قدرت آن احساس در رابطه است.

دکتر شهرام حشمت مطلبی در وبسایت روانشناسی امروز[3] با عنوان زیر منشتر کرده است که با این موضوع مرتبط است. مطالعه آن برای من جالب بود. در ادامه آنچه در این مقاله خوانده ام مینویسم.

چرا ما چیزهای مشخصی را به یاد می‌آوریم اما بقیه را فراموش میکنم؟

وظیفه عادی احساسات برای ما این است که به یادآوری تجربیات ما کمک کند. احساسات مانند ماژیک علامت گذاری است که جنبه ای خاص از یک تجربه را برای یه خاطر سپردن پر رنگ میکند. در کل چیدمان خاطرات شامل ثبت اطلاعات، پردازش و ذخیره سازی و به یاد آوری است. واقعیت این است که احساسات بر روی چیدمان خاطرات تاثیر مستقیم دارد. اما چطور؟

قدرت توجه

توجه، تمرکز ما را راهنمایی میکند. راهنمایی برای انتخاب چیزی که از همه یه زندگی ما مرتبط تر است. هیچ چیز به اندازه سورپرایز (شوکه) شدن، ما را متمرکز نمیکند. برای مثال فیلم یک سخنران (به جز موارد خاص) برای بار دوم بسیار کند پیش می‌رود. شدت احساسات محدوده توجه را کمتر و ما را متمرکز تر میکند. بنابراین در زمان احساساتی شدن تنها بعضی چیزها در میان خیلی از موارد دیده می‌شود.

تثبیت حافظه

بیشتر اطلاعاتی که ما به دست میاوریم فراموش می‌شوند و هیچ وقت به حافظه بلند مدت منتقل نمیشوند. مثلاً زمانی که یک مسئله پیچیده را یاد میگیریم، حافظه کوتاه مدت راحت میشود و به عملکرد عادی اش برمیگردد. رویداد هایی که از نظر احساسی قوی تر باشند راحت تر از رویداد های خنثی به یاد میآیند. شما هیچ وقت بعضی چیز ها رو فراموش نمی‌کنید. مثلا لذت اولین تولدتان را در کودکی یا ترس ناشی از حمله موشکی. هورمون های مربوط به استرس یعنی اپینپراین[4] و کرتیسول[5] حافظه و ثبات آن را تقویت میکند. ما در گذر از چرخه تکامل یاد گرفتیم که به یاد سپردن موقعیت های خطرناک میتواند در آینده از آنها جلوگیری کند.

به یادآوری خاطرات

خاطرات تجربیات دردناک احساسی برای زمان بیشتری نسبت به دردهای فیزیکی به یاد می مانند. مایا آنجلو میگوید که «من یاد گرفتم که مردم آنچه میگویید را فراموش میکنند، مردم آنچه انجام میدهید را فراموش میکنند، اما اینکه چه حسی در آنها به وجود آوردید را فراموش نمیکنند. شاید جالب باشد که بدانید طبق مدارک موجود، استامینوفون ته تنها بر روی دردهای فیزیکی عمل میکند بلکه روی درد های حسی نیز موثر است.

حافظه غیر هوشیارانه[6]

خاطرات گذشته اغلب با یک محیط اجین شده است. حافظه ناخودآگاه به فعالیت های رفتاری که از قدرت پیشنهادات غیر هوشیارانه نشأت گرفته است اشاره میکند. محققان دریافته اند که در یک گروه آزمایشی افرادی که مجبور به فکر کردن درباره انظبات شخصی شده بودند (به واسطه درک جملاتی در این باره) بلافاصله تصمیم های آینده نگرانه ای بشتری نسبت به افرادی که به آنها جملات مربوط به افراط گری داده شده بود، گرفته بودند. در این مورد اهداف ذخیرده شده در حافظه بلند مدت در حافظه کوتاه مدت یا حافظه در حال کار بازیابی پ ذخیره میشود. شبیه به موقعیت یک کتابخانه که باعث می شود مردم خیلی آرام صحبت کنند.

حالت بازیابی

حالت احساسی فعلی ما امکان به یاد آوری تجربیاتی که در آنها احساسات مشابهی داشتیم را تسهیل میکند. وقتی ما خوشحال هستیم، تمایل بیشتری داریم تا اتفاقات خوشایند را مرورکنیم و برعکس. این به خاطر این است که حالت روحی ذهن مارا به طبقه بندی خاصی وادار میکند. برای مثال یادآوری تجربیات مثبت دوران کودکی در زمانی که حال خوبی دارید.

ذهن سفید

استرس میتواند کاری کند حافظه دچار مشکل شود. مانند تجربه مشابهی که همه ما از خالی شدن ذهنمان در خلال فشار بالای یک امتحال سخت یا یک مصاحبه شغلی داریم. چرا که نگران نگرانی درباره عملکرد در امتحان میتواند به نتیجه بدتری منجر شود.

اضطراب بر روی عملکرد شناختی تاثیر جالبی دارد. نمودار نسبت اضطراب به عملکرد شبیه به یک کاسه برعکس است. اضطراب تا مقداری میتواند عمکرد را افزایش دهد و از مقداری بیشتر عملکرد شروع به کاهش میکند. این پیدیده به قانون یرکس-داتسون[7] شناخته میشود.

این بدان معنا است که وقتی میزان برانگیختگی پایین (مانند زمان کسل بودن) است و وقتی سطح برانگیختگی بالا (مانند اضطراب یا ترس) است، عملکرد و بازدهی افتضاح است.

در شرایط کم بودن برانگیختگی (کسل بودن)، ذهن تمرکز کافی را ندارد. برعکس در زمانی که برانگیختگی بالا است (مانند ترس و اضطراب) ذهن بیش از حد بر روی محدوده ی کوچکی متمرکز است که منجر به از دست دادن اطلاعات مهم میشود.

زمان غفلت

به یاد سپردن خاطرات در مغز الزاماً اینطور نیست که تمام آن اتفاقات را به یاد سپرده شود. برعکس! ذهن ما تمایل به تاکید بر نکات مهم (خوب یا بد) و آخر ماجرا دارد، و از تمام جزییات غافل میشود. این توضیح مشخص میکند که چرا یک پایان بد تمام یک خاطره را خراب میکند. برای مثال، وقتی شما به یاد می‌آورید که برای تعطیلات سال قبل به شمال رفته بودید، اطلاعات زیادی نسبت به خوب بودن آن سفر وجود دارد. اما لحظات حساس و سکانس پایانی را بیشتر به یاد دارید که چه اتفاقات بدی اتفاده بود.

مقاله شهرام حشمت نیر فرضیه من را تایید کرد، بیشتر یادگیری ما به حالات احساسی ما بستگی دارند. در پایان ایشان توصیه میکند برای آنکه حافظه‌ی قوی تری داشته باشیم، همراه کردن احساسات نسبت به یک موضوع میتواند بیشار کمک کننده باشد.


[1] Inside out محصول سال ۲۰۱۵ تولید مشترک والت دیزنی و پیکسار

[2] Joy, Fear, Sadness, Anger, Discuss

[3] https://www.psychologytoday.com/blog/science-choice/201510/why-do-we-remember-certain-things-forget-others

[4] ephinphrine

[5] Cortisol

[6] Priming https://www.psychologytoday.com/basics/priming

[7] Yerkes-Dodson law

04

مغز خود را با این ۱۰ خطای دید بیازمایید

 خطای دید جالب

در مطالب قبلی و در اینفوگرافیک خطای دید برای شما گفتیم که چطور چشم ها مغز انسان را فریب میدهند. حال در این مطلب شما را با ۱۰۰ خطای دید جالب آشنا میکنیم.

مغز دارای دو نیمکره است ، که هر یک به ۴ لوب تقسیم می شود.

هر لوب مسئول عملکردهای متفاوتی است. به عنوان مثال لوب فرونتال یا قشر قدامی (رنگ آبی) مسئول تصمیم گیری و برنامه ریزی است.لوب های کناری (رنگ سبز) در قسمت شقیقه مسئول زبان و حافظه هستند، لوب آهیانه (رنگ زرد) برای مهارت های فضایی و لوب اکسیپیتال (رنگ قرمز) به طور کامل به بینایی اختصاص داده شده بنابراین این لوب جایی است که خطای دید در آن اتفاق می افتد.

لوب فرونتال حدود ۴۱% از کل حجم قشر مغز را در بر گرفته، لوب تمپورال ۲۲%، لوب آهیانه ۱۹% و لوب اکسیپیتال ۱۸%.


چگونه سیستم بینایی شکال، رنگ ها، اندازه ها، و … را پردازش می کند؟

تحقیقات چند دهه اخیر برای شناخت و درک بیشتر سیستم بینایی و پی بردن به چگونگی فریب خوردن این سیستم در برابر خطاهای دید یک راه پیدا کرده است، و آن این است که ببینیم مغز ما در برابر خطای دید چه واکنشی از خود نشان می دهد.
در ادامه ۱۰ خطای دید را بررسی خواهیم کرد که هم سرگرم کننده است و هم آموزنده. شما می توانید به سوالات پاسخ دهید و در انتهای مقاله پاسخ آن را ببینید.
حتما شما هم میدانید که در این خطاهای دید ترفندی نهفته است، اما تلاش نکنید که از مغزتان دقیق تر شوید. این بار از فریب خوردن لذت ببرید!

۱ – آیا مربع های درون رنگ آبی و زرد رنگ یکسانی دارند؟


۲ – خطوط افقی، مستقیم هستند یا مورب؟


۳ – آیا این دایره ها ثابت هستند یا در حال حرکت؟


۴ – این فیل چند پا دارد؟


۵ – میتوانید این ماهی را درون این تنگ بی اندازید؟

به نوار زرد وسط بدن ماهی به مدت ۲۰-۳۰ ثانیه خیره شوید، سپس نگاه خود را به سمت تنگ ماهی حرکت دهید.


۶ – به نظر شما این دو خط افقی هم اندازه اند؟


۷ – چند نقطه خاکستری در تقاطع خطوط سفید می بینید؟


۸ – آیا دایره های نارنجی در تصویر یک اندازه اند؟


۹ – آیا چهره آبراهام لینکلن طبیعی به نظر می رسد؟


۱۰ – می توانید نوزاد را در این تصویر ببینید؟


اکنون پاسخ های خود را با آنچه در زیر آمده مقایسه کنید، تا متوجه آنچه در مغز شما گذشته و آنچه که در هرکدام از این خطای دید ها تجربه کرده اید بشوید.

۱– اثر بازولد (Bazold effect)

اثر بازولد نوعی خطای دید است. یک استاد آلمانی هواشناسی به نام Wilhelm von Bezold کشف کرد که یک رنگ با توجه به رنگ های دیگری که در مجاورت آن قرار دارد ممکن است متفاوت به نظر برسد. در نتیجه در این خطای دید مربع های کوچکی که در مربع های زرد و آبی قرار دارند، رنگ یکسانی دارند. اما به دلیل اینکه رنگ مربع های بزرگتر به روی مربع های کوچک تر تاثیر میگذارد متفاوت به نظر می رسند.

۲– خطای دید دیوار کافه

این پدیده توسط ریچار گریگوری (Richard Gregory) کشف شد. به گفته وی این اثر توسط یکی از اعضای آزمایشگاهش به نام استیو سیمپسون (Steve Simpson) در کاشی دیوار یک کافه در پایین تپه سنت مایکل در بریستول مشاهده شد.

گرچه به نظر می رسد که خطوط افقی، مورب هستند، اما واقعیت این است که این خطوط مستقیم می باشند.این اثر یک خطای دید هندسی بصری است که در آن خطوط به طور موازی و مساوی تقسیم شده اند، و به دلیل الگوی زیگزاگ قرار گرفتن مربع های سیاه و سفید درک افقی بودن خطوط مختل می شود و شیب دار به نظر می رسند. زیرا مغز ما هنگام تفسیر این پدیده تمایل به پخش مناطق تیره در مناطق روشن دارد.


۳– حرکت غیر واقعی

اصطلاح حرکت غیرواقعی (illusory motion) که با عنوان توهم حرکت (motion illusion) نیز شناخته می شود، یک خطای دید است که در آن با وجود این که دایره ها ساکن هستند اما به نظر می رسد که در حال حرکت اند. در ایجاد این اثر کنتراست رنگهای موجود و محل قرارگیری اشکال موثر می باشند.

حرکت ظاهری (apparent motion) متداول ترین نوع حرکت غیرواقعی است و هنگامی که تصاویر به ردیف پشت سر هم با یک سرعت مشخص مانند یک فیلم نمایش داده شوند، حس می شود.

۴– پای فیل

چند ثانیه به تصویر خیره شوید، خواهید دید که تشخیص تعداد پاهای این فیل غیرممکن است. در واقع این خطای دید به دلیل دستکاری تصاویری از فرضیات طبیعی ما از دنیا صورت می‌گیرد.

۵– ماهی و تنگ

در سوال به شما گفتیم که به نوار زرد وسط بدن ماهی به مدت ۲۰-۳۰ ثانیه خیره شوید، سپس نگاه خود را به سمت تنگ ماهی حرکت دهید. اگر این کار را به درستی انجام داده باشید، هنگامی که به تنگ ماهی نگاه میکنید، یک ماهی با رنگ متفاوت خواهید دید.شاید این سوال برایتان ایجاد شود این پدیده چطور اتفاق می افتد؟

در شبکیه چشم انسان سه گیرنده رنگ (گیرنده مخروطی) وجود دارد که به رنگ قرمز، آبی و سبز حساس است. هنگامی که شما به یک رنگ خاص برای مدت زمان طولانی خیره میشوید، این گیرنده ها خسته می شوند، و هنگامی که شما پس از آن به زمینه های مختلف نگاه کنید، گیرنده ها به خوبی کار نمی کنند. بنابراین اطلاعاتی کلی از تصویری که به آن خیره شدید را دریافت کرده و شما آن را با رنگ متفاوت خواهید دید.

۶– خطای دید مولر لایر

این خطای دید جزو خطاهای ادراکی به حساب می آید و به این دلیل مولرلایر نام گرفته که مبدع آن یک جامعه شناس آلمانی، به همین نام بوده است (Franz Carl Müller-Lyer). وی این سنجش خطای دید را در سال ۱۸۸۹ ابداع کرد که البته به آن خطای درازا هم گفته می شود. این نوع خطای دید انواع مختلفی دارد که رایج ترین آن همان تصویری است که در سوال آمده.

اگر چه خط پایینی بلندتر به نظر می آید اما هر دو خط افقی دارای طول یکسان هستند. باور ندارید ؟ به تصویر پایین نگاه کنید.


همان طور که می دانید زاویه دید با فاصله کوچک تر می شود بنابراین مغز به طور اتوماتیک حس می کند اشیاء دورتر بزرگ تر هستند.

مثلاً خطای مولر لایر، به نقاشی هایی تشبیه شده اند که چشم انداز داخلی و خارجی ساختمان ها در آن ها گنجانده می شود.

در این گونه تصاویر ناظر گوشه ی داخلی را دورتر از گوشه خارجی ادراک می کند. همین امر به طور خودکار، تصحیح ثبات اندازه را به راه می اندازد و در نتیجه، باعث می شود آن مؤلفه از شکل، بلندتر از تصویر شبکیه ای آن به نظر برسد و از این رو، بلندتر از خط دیگر دیده می شود.

۷– خطای دید هرمان گرید

آیا موفق به شمردن نقاط خاکستری شدید ؟ بر خلاف چیزی که مغزتان به شما نشان می‌دهد هیچ نقطه‌ی خاکستری رنگی در این تصویر وجود ندارد!

در این خطای دید لکه‌های خاکستری رنگ سایه مانندی را در تقاطع چهار خانه‌های سفید رنگ مشاهده می کنید، اما در واقع شما نقاطی سفید را می‌بینید که در دید شما به سرعت تیره می‌شوند و به محض اینکه روی آن‌ها تمرکز کنید بقیه‌ی نقاط تیره می‌شوند. تا کنون دلیل های بسیاری برای این پدیده آورده شده اما هیچ کدام قانع کننده نیست. فقط می توان به فریب خوردن مغز بسنده کرد!

این خطای دید را می توان در پرچم کرن نیز مشاهده کرد.


۸– خطای دید ابینگهاوس

خطای دید ابینگهاوس یا دایره تیچنر یکی از مشهورترین خطاهای دید است که مربوط به تخمین اندازه نسبی و ظاهری اشکال می باشد. این خطای دید توسط روانشناس آلمانی هرمان ابینگهاوس کشف شده است.

به تصویر زیر نگاه کنید. هر دو دایره نارنجی هم اندازه هستند، اما به طور حتم شما دایره ای که در بین دایره های بزرگ تر محصور است را کوچک تر از دیگری دیدید. دلیل اصلی این پدیده فاصله و اندازه‌ دایره های دور دو دایره‌ نارنجی مرکزی است.


۹– آبراهام لینکلن

پاسخ شما به سوال مثبت بود ؟ اگر فکر می کنید که صورت آبراهام لینکلن طبیعی است، کافی است تصویرش را برعکس کنید تا متوجه واقعیت شوید.


به نظر نمیرسد که چشم هایش طبیعی باشند!

برخی نورون ها در مغز به پردازش چهره ها اختصاص داده شده اند. چهره ها معمولا به صورت عمودی و درست دیده می شوند. هنگامی که یک چهره را وارونه ببینیم مغز دیگر آن را به عنوان یک چهره پردازش نمی کند بلکه به عنوان یک شکل آن را بررسی خواهد کرد. نورون ها چهره ها را تخصصی تر از اشیاء بررسی میکنند، در نتیجه مغز ما غیرعادی بودن این چهره را تشخیص نمی دهد. این موضوع توضیح می دهد که چرا در حالتی که چهره وارونه است، متوجه چشم های عجیب نمی شویم.

۱۰– تصویر نوزاد

تصویری که در سوال آمده یک مثال جالب از یکی از انواع خطای دید است. محیط مرئی گمراه کننده!

بار دیگر به تصویر دقت کنید، سر نوزاد را در سمت چپ و پاهایش را در مقابل تنه درخت در سمت راست می توانید مشاهده کنید.

امیدوارم که این پرسش و پاسخ های خطای دید برای شما جالب بوده باشد و حقایق شگفت انگیزی در باره مغز خود یاد گرفته باشید.

در مقالات دیگر به بررسی خطای دیدهای بیشتری خواهیم پرداخت.

06

۵۰ حقیقت شگفت انگیز درباره چشم – اینفوگرافیک

حقایقی درباره چشم انسان

توضیحات بیشتر برخی اصطلاحات 

کور رنگی :

كور رنگی يك بيماری ارثی وابسته به كروموزوم X مغلوب است كه در مردان بيشتر ديده شده و تقريباً هميشه از  مادر به پسر به ارث می رسد. در اين اختلال كروموزومی سلول های مخروطی در شبكيه كه مسئول درك رنگ هستند دچار اختلال هستند و به همين دليل بيمار رنگ ها را درست تشخيص نمی دهد.

علائم این بیماری اشكال در تشخيص قرمز و سبز (شايعترين حالت) و اشكال در تشخيص آبی و سبز می باشد.

هتروکرمی:

هتروکرومیا یک نوع اختلال ژنتیکی خوش خیم می باشد که عنبیه چشم را درگیر می کند. دو نوع هتروکرومی وجود دارد: کامل و جزئی.

در  هتروکرومی جزئی رنگ بخشی از عنبیه متفاوت از بقیه قسمت ها است . در هتروکرومی کامل، رنگ یک چشم متفاوت از رنگ چشم دیگر است. هتروکرومی کامل در انسان نادر است اما می توان آن را در گونه های خاصی از حیوانات مانند سگ و گربه یافت.

حرکات ارادی سریع (saccadic):

حرکاتی باسرعت تند که باعث جابجایی سریع کره چشم می‌شوند. مثال واضح آن موقعی است که در یک اتاق تاریک، بطور نامنظم و مکرر و در جهات مختلف چراغی روشن شود. حرکات سریع چشم در راستای دیدن چراغ (بعبارت دیگر آوردن تصویر نور بر روی جسم زرد شبکیه) حرکات ارادی سریع (saccadic) هستند که با تاخیری کوتاه نسبت به محرک وارده، چشم را بطرف محرک، حرکت می‌دهند.

حرکات تعقیبی:

برخلاف مورد فوق، حرکات تعقیبی نرم (smooth pursuit) حرکاتی ظریف هستند که در راستای حفظ تصویر یک شیء متحرک بر روی شبکیه انجام می‌شوند. مثال آن در موقعی است که خودرویی در مسیر دید ما از چپ به راست در حال حرکت است. چشم در تعقیب این شیء (و بالطبع جهت بهتر دیدن آن) بایستی تصویر را بر روی جسم زرد شبکیه نگهدارد ازاین‌رو حرکاتی ظریف در راستای حرکت شیء مورد نظر رخ می‌دهد که به آنها تعقیب گویند. در واقع حرکات تعقیبی در تعقیب اشیا در چشم ایجاد می‌شود.

15

چگونگی خطای ادراکی در برترین های خطای دید

در قبل به طور علمی در رابطه با خطای دید صحبت کردیم و با استفاده از اینفوگرافیک خطای دید به توضیح آن پرداختیم. امروز میخواهیم 66 خطای دید را برای شما تحلیل و در رابطه با آن صحبت کنیم.

۱- پیچیدگی تصویر:

در سمت چپ فضاهای سیاه وسفیدی که در مرکز دایره قرار دارند بنظر فشرده تر از دایره سمت راست است در صورتی که تعداد و فاصله این فضاها در دو دایره یکی است.علت این امر آنست که طول خطوط جدا کننده فضاهای سیاه و سفید دایره سمت چپ بلندتر از دیگریست بهمین دلیل فشرده تر بنظر میرسد. خطای دید میتواند یک عامل سرگرمی باشد که دانستن رازهای آن باعث جلب نظر بسیاری از مردم و دانشمندان شده است.

Beau Lotto دانشمندی است که در مورد فریب های های کاربردی مغز تحقیق کرد و در همین تحقیقات او بود که نظریه هایی در مورد نحوه کارکردن ذهن ما ارائه شد. در ادامه به توضیح یافته های ایشان می‌پردازیم:

بینایی، شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی همه از حواس ما هستند. انسان ها اکثراً اعتقاد دارند که حواس ما همواره حقیقت و واقعیت را به ما منتقل میکنند. اکنون به نظر شما هر آنچه که میبینید حقیقت دارد؟

مغز، ارگان و سیستمی فوق العاده قوی و پیچیده در بدن ماست. که رازهای شگفت انگیزی دارد. آنچه که ما از اشیاء و محیط اطرافمان درک میکنیم و یا به اصطلاح میبینیم اساساً نتیجه پردازش داده ها واطلاعاتی است که به وسیله این حواس از دنیای پیرامون به مغر ما منتقل می ‌شود. این روند پردازش و تکامل داده ها بسیار پیچیده است. حال با آوردن چند مثال خطای دید امید است که بعضی از این پیچیدگی ها بیان شود.

۲- صحنه جنگل:

به نظر شما چرا باید اطرافمان را رنگی ببینیم و یا به طور معمول فایده رنگی دیدن چیست؟ با دقت به دو عکس بعدی این سوال پاسخ داده خواهد شد.

در عکس اول ما تصوی سایه و سفید یک جنگل را می‌بینیم. سعی کنید در این عکس ببری را پیدا کنید که میخواهد به سمت شما بپرد. شما نخواهید توانست. چرا پیدا کردن این ببر در عکس مشکل است؟ برای اینکه در عکس های سیاه و سفید ما تنها مقدار کمی از نور ها و بازتابهای تصاویر را میبینیم. حالا عکس بعدی را مشاهده کنید.


احتمالاً شما خیلی سریع ببر را تشخیص دادید (سمت راست پایین عکس). این بار چرا آسان بود؟ با توجه به این آزمایش میتوان دریافت که تشخیص بسیاری از اشیاء و تصاویر نیازمند تعدادی بیشتر از نورها و بازتاب های آنها است. که عموماً این نورها دارای شدت و مدل های بازتابی متفاوتی هستند. پس از این جهت در تصاویر سیاه و سفید که تعداد این نور ها طبعاً کمتر از عکس رنکی است، پس تشخیص دادن در آنها هم سخت تر و دشوار تر است. بنابراین رنگ ها این توانایی را به ما می‌دهند تا تفاوت های بیشتری نسبت به اشیاء مشاهده و به مغزمان انتقال دهیم. که این ویژگی باعث بقای بیشتر داده ها و ضریب خطای کمتر در درک و فهم تصاویر توسط مغز ما می‌شود.
درست است که چشم انسان ها در عکس های رنگی و دنیای پیرامون به سادگی میتواند اشیاء با جزییات بیشتر را درک کند. اما در حال ظاهر قوی ترین کامپیوتر ها درصد خیلی پایینی از تمایز های تصاویر را میتوانند درک و تشخیص دهند.
دانستن رازها و نحوه دیدن تصاویر و درک آنها توسط مغز از مهم ترین مشخصه های علمی رابطه مغز و چشم به شمار می رود که با عنوان دانش عصب شناسی شناخته می ‌شود.

۳-خطای روشنایی:

در تصویر زیر ما دو مستطیل داریم، که شبیه به هم هستند. حتماً میدانید برای دیدن باید عکسی بر روی شبکیه چشم ما ایجاد شود که اصطلاحاً به این عمل تشکیل تصویر پشت چشم می‌گوییند. اما در حقیقت ما هیچ وقت تصویری را که چشم ما ضبط میکند، عیناً نمیبینیم و پردازش های مغز و عصب های شبکیه تصویر ابتدایی را دچار تغییراتی کنند که ما بعد این تغییرات آن را می‌بینیم. یکی از مهم ترین تفاوتهای دید واقعی و تصویری که چشم بر روی شبکیه ایجاد میکند این است که تصویر در شبکیه دو بعد دارد اما میدانیم که آن شئ در واقعیت سه بعدی می‌باشد.


از دیگر تفاوت ها در تصاویر شبکیه این است که این تصاویر در چشم ما به صورت برعکس (بالا پایین) می‌باشیند، اما ما در واقعیت بعد از پردازش های مفز شئ را در جهت واقعی می‌بینیم.
به عکس توجه کنید، خواهید دید که مستطیل های کوچک همرنگ نیستند. این موضوع در حالی است که ما آنها را بر روی پس زمینه های همرنگ قرار نداده ایم.

به عنوان نتیجه یافتیم اگر این مستطیل ها را که از نظر رنگ یکسان می‌باشند، روی زمینه های متفاوتی قرار دهیم مستطیل روی پس زمینه تیره تر روشن تر از مستطیل روی زمینه روشن تر به نظر می رسد. به این پدیده خطای روشنایی در چشم می‌گوییم.

۴- خطای دید میز و سایه ها:

در این عکس دو خطای دید بر اثر روشنایی و تضاد رنگ وجود دارد.


در تصویر زیر دو کاشی وجود دارد. کاشی روی زمینه تاریک تر، روشن تر از کاشی ای است که روی زمینه روشن قرار دارد. حال اگر پوششی با کنتراست متفاوت رو این دو تصویر اعمال کنید، در میابیم که خطای دید آن چه قوتی میابد.
کاشی ای که در زیر سایه میز قرار دارد خیلی روشن تر از کاشی زیر نور لامپ به نظر می‌رسد. به عبارتی دیگر در تصویر سمت راست تضاد و خطای دید ضعیف تری وجود دارد. چون یک کاشی روی زمینه مشکی است، و دیگری زیر نور لامپ، که تقریباً بازتاب هردو شبیه به یکدیگر است گویی که انگار زیر یک منبع نور قرار دارد.


هدف از بیان این آزمایش این است که تصویر و تاثیر دیداری اجسام زیر نور لامپ با اجسام زیر نور طبیعی از نظر درک و تفهیم توسط مغز ما متفاوت است.

۵- خطای دید مکعب:


در این تصویر دو قسمت فوقانی و کناری از نظر رنگ یکی هستند. اما اگر پس زمینه آن را تغییر دهیم چه اتفاقی می‌افتد! با تغییر دادن پس زمینه و رنگ عکس مشاهده میکنیم که یک خطای دید وابسته به تاثیر رنگ ها ایجاد می‌شود. کاشی ای که روی وجه بالایی قراردارد، به علت تاثیر بازتاب نور بیشتری که بر روی آن است، خود دارای بازتاب ضعیف تری است. که به این دلیل صفحه ای تیره دیده می‌شود. اما برعکس کاشی روی وجه کناری که زیر نور کمتری قرار داردبه خاطر بارتاب نور اطراف آن خود دارای بازتاب نور شدید تری است. که باعث می‌شود رنگ آن روشن تر به نظر برسد. با اطلاعات و داده هایی که مغز نسبت به شرایط مختلف یک تصویر جمع آوری می‌کند سبب می‌شود تصویر آن نیز در هر شرایطی نیز متفاوت باشد. به همین منظور است که گهگاهی چشم ما در محیط ها و شرایط مختلف دچار خطای دید می‌شود.


۶- خطای دید میز:


برای درست دیدن لازم است اطلاعات و داده هایی توسط مغز جمع آوری شود که بر اساس رنگ شئ و دیگر شرایط اطراف دسته بندی شده باشد. به عنوان مثال شکل، فرم اشیاء و نحوه قرار گیری آنها توسط مغز آنالیز شده و در حقیقت هر آنچه که ما می‌بینیم به این مشخصات بستگی دارد. وقتی که به این دو میز نگاه میکنیم متوجه می‌شویم که اندازه های آنها کاملا متفاوت است. میز سمت چپی به نظر درازتر و بزرگ تر از میز سمت راستی است. با دقت به عکس بعدی و بدون رنگ تصور کردن آنها و قرار دادن خطوط سبز و قرمز که هر رنگ دارای اندازه های یکسان هستند، طول و عرض میزها را با این خطوط مشخص میکنیم. در میابیم که (اندازه) مساحت هر دو میز یکسان است. و تنها در جهت قرار دادن این میز ها در تصویر متفاوت هستند. تفاوت در زاویه قرار گرفتن اشیاء در محیط باعث می‌شوند که ما دچار خطای دید شده و حس کنیم میز سمت چپی بزرگ تر از میز سمت راستی است.


مغز ما با توجه به تجربیات دیداری گذشته با جهان اطراف و محیط پیرامون در تعامل قرار میگیرد و اطلاعات دریافتی از چشم را با آنها پردازش میکند. حاصل این پردازش دیدن و بینایی ما است. اکنون فهمیدیم آنچه که می‌بینیم واقعیت نیست و تنها تصویری از پردازش و درک ما نسبت به آن شکل و شئ است.

22

چطور چشمها مغز را بازی میدهند – اینفوگرافیک خطای دید

اینفوگرافیک خطای دید

پیش از این یک اینفوگرافیک در مورد نکات جالب چشم با عنوان هفت حقیقت جالب درباره چشم های شما منتشر کردیم. این بار شما در قالب یک تصویر متحرک بلند بالا با ماهیت خطای دید و تاریخچه آن در قرن های ۱۹ تا ۲۱ آشنا خواهید شد. این تصویر عملا اینفوگرافیک خطای دید است.

«تعریف ابتدایی خطای دید یا توهم دیداری که ممکن است بارها با آن روبرو شده باشید عبارت است از، بیان تفاوتها و تناقض‌های ادراکی از آنچه توسط چشم‌ها می‌بینیم. برای شناسایی و تحلیل این تناقض ها از درک تصاویر می‌بایست به مطالعه سیستم بینایی و ادراک انسان پرداخت. بنابراین علم خطای دید تنها محدود به ساخت تصاویر جذاب برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی نیست. در حقیقت علم خطای دید بررسی و شناخت دقیق سیستم بینایی و تحلیل آن به منظور بهره گیری هوشمندانه از تناقض‌ها و یا تلاش برای حذف آنها است.» صالح سخندان – طراح خطای دید

 

21

هفت حقیقت جالب درباره چشم شما ـ اینفوگرافیک

چشم خود را بهتر بشناسیم

بینایی اولین و پیچیده ترین حس از حواس پنج گانه ما است. چشم انسان دارای ویژگی های منحصر به فردی است که حتی در طراحی بهترین دوربین های عکاسی و فیلم‌برداری از آنها الگوبرداری شده. همچنین شناخت آن به ما اجازه بهره گیری هرچه بیشتر از این ابزار قدرتمند را می‌دهد. در اینفوگرافیک زیر شما هفت حقیقت ساده اما جالب در مورد چشمتان را می‌بینید.


پیشنهاد میکنیم صفحات مربوط به سیستم بینایی و چشم انسان را در ویکی‌پدیا مطالعه کنید.
https://fa.wikipedia.org/wiki/چشم-انسان
https://fa.wikipedia.org/wiki/چشم

28

خطای دید، خلاقیت و تبلیغ هوشمندانه پرسیل

تبلیغات خلاقانه و دو سویه پرسیل نتیجه خطای دید

چندی پیش شاهد انتشار تبلیغی به ظاهر ساده برای محصول شوینده پرسیل بودیم. این کمپین که شامل چند پوستر سفید رنگ است در مکزیک منتشر شد. شرکت تبلیغاتی DDB در طراحی پوسترها و بیلبوردهای این کمپین از قاعده نسبتا ساده ای در خطای دید انسان که پیش از این بارها استفاده شده بود، بهره برده اند. اما نتیجه کار به قدری خوب از آب در آمده است که می‌توان این تبلیغ را جزو بهترین های خطای دید امسال قرار داد.

همه چیز در راستای مفهوم برند!

تمام تمرکز یک طراحی خوب می‌بایست در راستای انتقال مفاهیم برند به صورت پیدا و پنهان به مخاطب خود باشد. بیشتر اتفاقاتی که در تبلیغ های دم دستی به نام خلاقیت ارائه می‌شوند تنها نامشان تفاوت است. و بیشتر این تفاوت ها تنها قدرت جلب توجه مخاطبان را دارند. جای دادن تمام و کمال شعار برند پرسیل، یعنی قدرت پاک کنندگی آن، بدون حتی استفاده از یک کلمه مرتبط در این تبلیغ در یاد مخاطب خواهد ماند. چرا که این نتیجه را از داستان این طراحی خوب خواهد گرفت. در این پوسترهای به ظاهر ساده ما شاهد جمله ای هستیم که به بیننده توضیح میدهد تا به مدت ۱۰ ثانبه به بطری پرسیل نگاه کند تا قدرت آن را کشف کند.



در این پوستر ها چه اتفاقی می‌افتد؟

شاید سوال بهتر، این باشد که چگونه نوشته ها محو می‌شوند؟ این موضوع علمی است یا اتفاقی به وجود می‌آید؟ خطای دید باعث این اتفاق می‌شود؟ چگونه میتوان از تکنیک های شبیه به این در تبلیغات بهره برد؟
در این پوستر ها اتفاقات نسبتا ساده ای بر اساس تکنیک ها و قواعد خطای دید انسانی رخ می‌دهد. برای طراحی چنین پوستری از قواعدی در سیستم بینایی انسان بهره برده شده است. دو مورد از موثر ترین این قواعد را در ادامه توضیح خواهیم داد که سبب میشوند تا تجربه محو شدن نوشته ها در این تصاویر برای تمام بیننده ها یکسان باشد.

۱- تنظیم کنتراست یا سطح روشنایی تصویر در چشم

ما وقت خود را در محیط های متفاوتی در طول روز سپری میکنیم. این محیط ها سطح نوری متفاوتی دارند، برخی از میزان بیشتری از نور پردازی و برخی کمتر بهره مند هستند. علاوه بر این ها حتی در یک محیط نیز در فاصله های خیلی کم اختلاف میزان نور دهی را شاهد هستیم. با این توصیف از شرایط محیطی که ما، در طول عمر خود بار ها و بارها آن را تجربه کرده ایم، مشکلی در دید ما پیش نمی‌آید.

عنبیه در چشم انسان عملکردی شبیه به دهانه دیافراگرم دوربین های عکاسی دارد. چشم ما آموخته است در محیط های تاریک برای نوردهی بیشتر عنبیه را بیشتر باز کند، تا بتواند جزییات بیشتری از تصویر را ببینید و بالعکس. در این بخش عملکرد چشم های ما بسیار شبیه به دوربین عکاسی است.

دوربین ها برای گرفتن تصاویر با دقت بیشتر این کار را بر اساس الگویی از پیش برنامه ریزی شده انجام میدهند. برای مثال مرکز تصویر را برای تشخیص میزان نور مناسب انتخاب میکند. اگر نور آن محل کافی نبود دیافراگم بازتر و اگر بیش از حد بود بسته می‌شود. اگر کمی با دوربین های عکاسی (حتی دوربین های موبایل) همراه با دقت و توجه عکاسی کرده باشید. حتما عکاسی از سوژه ای داخلی به همراه یک پنجره با نور زیاد توجه شما را جلب کرده است. چرا که شما نمی‌توانستید هم سوژه خود را با نور مناسب داشته باشید و هم جزییات محیط بیرون پنجره. بنابر این شما دوربین را به قدری تغییر وضعیت میدادید تا دوربین سوژه را برای نورسنجی انتخاب کند. در نتیجه از پنجره تنها قابی نورانی دیده می‌شد.

این اتفاق را در شرایطی با اختلاف نور زیاد با چشم خود نیز میتوانید تجربه کنید. محیط داخل اتاق را در روز تاریک کنید. عکس یا جسمی را (که ترجیها نور از آن عبور نمی‌کند) مقابل پنجره بگذارید. بر روی سوژه تمرکز کنید و سعی کنید جزییات آن را ببینید. بعد از چند ثانیه تصاویر محیط بیرون پر نور تر به نظر میرسند. این شرایط و اختلاف در نتیجه، به اختلاف نور وابستگی دارد.

با توجه به توضیحات یکی از دلایل اتفاقی که در پوستر تبلیغاتی پرسیل رخ میدهد را به سادگی میتوان توضیح داد. در این پوستر ها از ما خواسته شده است تا به بطری پرسیل که اختلاف سطح نوری بسیاری با محیط اطراف خود دارد ۱۰ ثانیه نگاه (تمرکز) کنیم. چشم های ما در این شرایط سعی میکنند تا تصویری با وضوح بیشتری را از بطری کوچک و سبز رنگ ببیند. بنا بر این عنبیه شروع به گشاد شدن میکند تا نور بیشتر به چشم برسد. در نتیجه محیط پیرامونی بسیار پر نور تر دیده می ‌شود و نوشته کمرنگ و تار بالای بطری را نخواهیم دید.به سادگی میتوانید این اتفاق را با تغییر سطح کنتراست تصویر در یک نرم افزار ویرایش برای افزایش سطح نور بطری و بهتر دیده شدن آن آزمایش کنید و نتیجه را ببینید.

۲- محل تمرکز دید و لکه زرد

نحوه دید و عملکرد سیستم بینایی انسان تفاوت های بسیاری با یک دوربین معمولی دارد. یکی از این تفاوت ها اختلاف در نحوه تشخیص پارامترهای نوری می‌باشد. یعنی همان کاری که سسنسور های تصویر در دوربین ها انجام میدهد. بحث سیسم بینایی انسان پیچیده و توضیحات آن بسیار مفصل است، بنابراین سعی شده تا ادامه مطلب خلاصه و ساده نوشته شود.

تصاویری که ما می‌بینیم پس از گذشتن از مردمک، عدسی و زجاجیه بر روی سطح شبکیه تصویر می‌شود. تصویری وارون و با زاویه بسیار زیاد که در افراد مختلف، متفاوت است (ممکن است زاویه دید افراد تا یک نیم کره کامل نیز گسترده باشد). اما تشخیص پارامترهای تصویر مانند میزان نور و رنگ هر پیکسل به نحوی جذاب در چشم انسان صورت میگیرد.

بر روی دیواره شبکیه که انتهایی ترین بخش در سیستم اپتیکی دید است، سلول های (سنسورهای) تشخیص نور و رنگ تصویر، پراکنده شده اند. این پراکندگی به نحوی عادی و یکنواخت نیست. همچنین بر روی این دیواره دو نوع سلول دید (سنسور) وجود دارد. سلول های مخروطی که توانایی تشخیص رنگ ها را دارند و نسبت به نور حساست کمتری دارند و سلول های استوانه ای که تنها به نور حساس هستند.

بیشتر دیواره شبکیه را سلول های استوانه‌ای پر کرده اند. بیشتر سلول های مخروطی نیز در یک محل تجمع دارند، محل کوچی که لکه زرد نام گرفته. این نقطه اصلی ترین محل شبکیه برای دید انسان است، که به واسطه آن می‌تواند مطالعه کند و جزییات و رنگ ها را ببیند.

به سادگی میتوانید این موضوع را نیز امتحان کنید، سعی کنید چشم خود را بر روی کلمه ای از همین نوشته ثابت نگه دارید و ادامه جمله را بخوانید. این کار محال است! چرا که محل تمرکز تصویر در شبکیه تنها بر روی لکه زرد قرار دارد و شما برای دیدن تمام بخش های یک تصویر دائما در حال حرکت دادن سریع چشم های خود هستید.

جالب است که ابعاد یا زاویه ای که میتوان در تصویربر روی آن تمرکز دید داشت و توسط لکه زرد تشخیص داده می‌شود، در افراد ، میزان تقریبا ثابتی دارد. و این میزان به مقدار ۲ درجه است ، چیزی در حدود یک سکه ۱۰ تومانی در فاصله نیم متر از چشم.

به ابعاد بطری نسبت به کل پوستر توجه کنید. چرا این ابعاد انتخاب شده است؟ ابعادی که نسبت به کل پوستر تقریبا اندازه ای برای پوشاندن لکه زرد چشمان ما دارد. تا دیگر تمرکزی بر روی دیگر اجزای تصویر نداشته باشم.

آیا برای طراحی این پوسترها به این میزان دقت و قواعد علمی در نظر گرفته شده است؟

پاسخ این سوال تقریبا منفی است. چرا که نمونه‌ی این تکنیک پیش از این ها در آثار هنری خطای دید نمایش داده شده است و این پوستر ها برداشتی هوشمندانه ای در جهت تبلیغات از آنها می‌باشد. همچنین خروجی خلق آنها میتواند نتایج آزمون و خطاهایی بسیار باشد. چرا که از نظر تکنیک های خطای دید این پوستر ها امکان داشتن نتایج به مراتب بهتری را داشتند، که با تغییر در اجرای کوچک تصویر اعم از نسبت ها، فواصل و انتخاب رنگ ها حاصل می‌شود.
با تمام توضیحات بالا پوستر های تبلیغاتی پرسیل توانستند ارتباط موثری را با بیننده برقرار کنند، همچنین بدون هیچ شعاری موضوع را با استفاده هوشمندانه از این تکنیک ها به آنها منتقل کنند. این خلاقیت رمز مانگاری برند در یاد مشتری خواهد بود.

عوامل سازنده و طراحی این کمپین

شرکت : هنکل آلمان
محصول: پرسیل
شرکت تبلیغاتی: DDB Mexico City, Mexico
مدیر خلاقیت: Aldo Murillo, Sergio Ramírez
کپی رایتر: Alejandra Haro
مدیر هنری: Eduardo Ramírez