داستان کوتاه خلق کردن

از بچگی بقیه میگفتن کارهای عجیبی انجام میدم. راستش رو بخواید بین دوستام هم عجیب به نظر میرسیدم. از تلاش های خنده دار برای خلق سلول خوردشیدی در هفت سالگی تا درست کردن گلایدری از ماکارونی که چهل متر پرواز کرد یا مثلا افتخاراتی در برنامه نویسی، برق و روباتیک. بعد گرافیک و حالا که روی خطای دید تمرکز کردم.

تا هفته پیش فکر میکردم این همه کارهای مختلف به خاطر کنجکاوی و تجربه های جدید بوده و هست. ولی فهمیدم که فقط این نبوده. یک چیزی وجود داشت که همه اینها رو به هم وصل میکرد. همیشه از حس تعجب و شگفتی دیگران، خوشحالی و حتی حسادت دیگران احساس رضایت از کارم پیدا میکردم. شاید عجیب باشه و خودخواهی به نظر بیاد ولی حس شگفتی دیگران برام نشونه خوب بودن کارم بود.

#ویداوین جاییه که بعد از چندین شکست و اتفاق ناخوشایند راه انداختم تا بتونم در اون چیزهایی بسازم که دیگران هم بتونن داشته باشن. چیزهایی که همراه حس شگفتی و لذت باشه. این تابلو یکی از محصولاتیه که توی ویداوین ساختیم. الآن ویداوین با پنجاه و چهار کد محصول فعاله و محصولاتش فقط از طریق وبسایت ویداوین قابل سفارشه. این هفته ها و ماه های آینده تمام تلاشم طراحی و تولید محصولات بهتر و شگفت انگیزیه که دیدنشون لذت بخش باشه. محصولات فعلی با چیزهایی که در سر دارم خیلی فاصله دارن. امیدوارم با همراهی شما بتونم ویداوین رو به جایی برسونم که بتونه جذاب ترین احساسات رو به همه مردم هدیه بده.

پیج اینستاگرام ویداوین رو میتونید دنبال کنید و محصولاتش رو ببینید.

@vidavin.ir

توقع

توقع بیشتر نداشتن!

پیش نوشت: این حقیقت نیست که تغییر میکنه! نوع نگاه ما عوض میشه.

چند وقت پیش برای دیوار دفتر کارم دنبال جمله خوبی درباره موفقیت و پیشرفت بودیم. به این عبارت رسیدم که البته همه پسند نبود و روی دیوار نرفت.
«برای موفقیت، بیشتر یادبگیر، بیشتر کار کن و کمتر توقع داشته باش»

اما چرا باید کمتر توقع داشت! احتمالا همه فکر میکنن که بیشتر داشتن، حق اونها است و این جمله هم بیشتر یه شوخی احمقانه است.
ولی باید عرض کنم متاسفانه نوع نگاه همه، حقیقت رو تغییر نمیده. همونطور که آناتول فرانس میگه «اگه پنجاه میلیون یه چیز احمقانه بگن، باز هم احمقانه است»

همه توقع دارن چون پنج سال دانشگاه رفتن باید بهترین شغل ها در انتظارشون باشه. توقع دارن درآمد عالی داشته باشن. توقع دارند در کارشون همه چیز راحت باشه و مشکلی در بین نباشه. توقع دارن همیشه خوش بگذرونن و در عین حال توی کارشون حرفه ای باشن. توقع دارن همچنان شادیهای کودکانه داشته باشن ولی پاداش بالغانه دریافت کنن.

واقعیت اینه که ما بر اساس برآورده شدن توقعاتمون کار میکنیم و بر اساس برآورده نشدنشون نا امید، ناراحت و سرخورده میشیم.
هر روز برای خودم تکرار میکنم، موفقیت نقطه ای برای رسیدن نیست. بلکه احساس خوبِ بودن و لذت در مسیر درست و زیبا است. که جمله بالا یک بیان واضح از این سبک زندگیه.

پ.ن: دوستی امروز گفت:« به نظر میاد آدم های حرفه ای و موفق همه از سن خیلی کم کارشون رو شروع کردن.» ولی جمله درست اینه: «برخی ها الان حرفه ای و موفق هستن چون زمانی رو با این فکر که بیشتر یاد بگیرن و بیشتر کار کنن و کمتر توقع داشته باشن زندگی کردن» و این نوع نگاه به کار و زندگی توی نوجوانی که توقع از دنیا کمتر بود، خیلی راحت تر ممکن بود. حالا که اون زمان و فرصت در زندگی از دست رفته باید همونقدر و حتماً بیشتر با همون فکر، همین الآن زندگی کرد.

توقع

photo_2017-12-08_15-29-01

به بهانه رکسانا ورزا برای وضع اکوسیستم استارت آپی

تا قبل از این کار اصلاً رکسانا ورزا یا ایستگاه اف را نمیشناختم. چون دو سالی هست که به کل از فضا و فکر و حال استارت آپ و کارآفرینی فاصله گرفتم. رکسانا، گویا راه اندازی و #مدیریت یکی از بزرگترین اکسلریتورها یا همان شتاب دهنده استارت آپ را در فرانسه بر عهده دارد.
این جلد مجله هم ماه پیش به سفارش اکسیر نوآوری طراحی کردم. چرا که گزارش مفصلی درباره این ایستگاه قطار متروکه که حالا تغییر کاربری داده تهیه کرده بود.

اما چرا از فضاییی که گفتم فاصله گرفتم ؟! چون فکر میکنم کارکرد صحیح حتی یک ابزار، تنها زمانی به وجود میآید که قبل از دسترسی به آن ابزار، مسیر تجربه زیستی و تکامل آن طی شده باشد. چه برسد به یک پارادایم جدید.

معتقدم موج توهم کار آفرین ای در پنج سال گذشته بلای بزرگی بر سر ارزش آفرینی و توسعه کسب و کار در ایران آورد. مانند صدها نمونه از نمونه های بلع و هضم ناقص خوراک جدید، همین حالا هم بیشتر شبیه به توده ای سرطانی شده است. این هم به خاطر نبود روحیه مولد است که خلاقیت را ممکن میکند. باور کنید یا نه اکوسیستم استارت آپی امروز ایران بیشتر شبیه مرداب است تا دره. مردابی با شناگران ورزیده در رویای پول سازی. ورود تازه واردها حتی با ایده ها و کار عالی بدون پول و سهم خواهی بزرگان رویای پول ممکن نیست.

با تمام این ها ویترین خوش رنگ #کارآفرین ای در نظر مردم جذاب تر است. کار آفرین های این حوزه با نظام برده داری تکنولوژیک و مدرن خود پیش بیشتر ما ستودنی تر هستند. چراکه رویای پول آفرینی جذاب تر از ارزش آفرینی است. چرا که ما خودمان را همیشه بیشتر دوست داریم.

 

worm-3d-satisfaction

خوشحالی نتیجه فراموشی یا رضایت

اردیبهشت ۱۳۹۰

الآن خوشحال هستید؟ فکر میکنید چرا؟

ما زمانی خوشحال هستیم که نسبت به بخشی از گذشته، حال یا آینده ای که به ما وصل شده، یکی از این دو حالت را داشته باشیم. #فراموشی یا#رضایت!

حالا چی فکر میکنید؟ چرا #خوشحال هستید؟

صد البته خوشحالی مساوی #شادی نیست. من در مجموع شاید آدم شادی نباشم، اما زمان های زیادی عمیقا خوشحال هستم.

پ.ن: این کرم که زمان دانشجویی از وسط جزوه مدار یک بیرون زد. حاصل اولین تلاشم برای کشیدن نقاشی سه بعدی بود. الآن از خورده شدن جزوه ها که حالا بخشی از گذشته است توسط این کرم واقعا خوشحالم.

اولین استیکر سه بعدی ایران

داستان اولین استیکر سه بعدی

فروردین۱۳۹۲

یک سال گذشته بود و هرجا صحبت میکردم نمیشد که بشه. سراغ شهرداری ها و جاهایی که فکر میکردم ربطی داشته باشه میرفتم. (اگرنمیدونید ماجرا چیه دو تا پست قبل رو ببینید.) تا اینکه بهمن نود و یک، ایمیل روابط عمومی یک شرکت نفتی داستان رو کمی تغییر داد. توی ایمیل یک شماره تماس بود و نوشته بود کجایی شما؟! منم گفتم خونه! اون زمان فقط یک وبلاگ و یک صفحه فیسبوک داشتم که فالویر چندانی هم نداشت. خلاصه که با یه عدد کم اون کار رو قبول کردم و شد این عکس هایی که می‌بینید. باور کنید یا نه، این کار جزو اولین استیکر سه بعدی های دنیا بود.

سال قبلش که داشتم سعی میکردم کارهام رو معرفی کنم. با خودم گفتم حتما مشکل سازمان ها اسمه و رسم نداشتمه که قبول نمیکنن. برای همین اسمی که از بچگی با ترکیب اسم و فامیلم ساخته بودم و همیشه و همه جا مینوشتم انتخاب کردم. شد صالسو و بعدش هم یک آرت به خیال اینکه هنرمند شدم گذاشتم آخرش.

پ.ن: کی گفته همه باید برای موفق شدن سختی بکشن؟ نمیدونم کی گفته ولی اینو میدونم که بدون سختی هر چیزی هم به دست بیاد موقتیه.
یعنی بقای حس موفقیت به دوام سختی است.

#داستان #کار #هنر #زندگی

اولین استیکر سه بعدی ایران

21040991_1395402387222680_5690049480640954368_n

اولین استیکر سه بعدی شاید جهان

فروردین ۱۳۹۱

این عکس فکر کنم برای آخرای سال نود باشه. اولین باری بود که داشتم سه بعدی چاپی رو امتحان امتحان میکردم. تازه ازدواج کرده بودم و ته حسابم چیزی کمتر از دویست تومن پول بود. خیلی سختم بود که پنجاه تومنش رو بدم برای چاپ کردن چیزهایی که هیچ کس قرار نبود براش پولی بده. حوالی سید خندان، نزدیک دانشگاهی که درس میخوندم، روی بنر چاپشون کردم. بردمشون پارک چیتگر تا جای کافی برای پهن کردنش داشته باشم. دورشون رو بریدم و شد این چیزی که توی عکس می بینید. الآن می‌بینم که چقدر حتی بد بود! ولی راضی بودم. نه از نتیجه کارم بلکه از خود کاری که کردم.

پ.ن: کسی که توی عکس می‌بینید محمدجواد، دوست خوبمه که زمانی خیلی ایاغ بودیم و عکاس هم محمده که خیلی جاها همراهیم میکردن.

و حضرت میفرماید:

این جهان همچون درخت است ای کرام
ما برو چون میوه های نیم خام
سخت گیرد خامها بر شاخ را
زانک در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان
سست گیرد شاخ ها را بعد از آن

#رضایت #مسیر #سرگذشت

 

goal-achivments

دستاوردهای بزرگ

شهریور ۱۳۹۶

#زندگی انسان های #شکست خورده، مجموعه ای از #دستاورد های بالفعل و کوچک و نزدیک است که هریک به بهای از دست دادن #فرصتهای بالقوه ی بزرگِ دور، حاصل شده اند.

محمدرضا #شعبانعلی
@webmindset
@charvand.ir

 

tarh-naghsh

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم!

کپشن اینستاگرام:

شهریور ۹۶ یا ۱۳۸۵

خداحافظ آقای خطای دید!

این تصویر رو یازده سال پیش #طراحی کردم. سنی نداشتم. امروز پیداش کردم و بهونه مرور چیزهای زیادی شد. مرور حس دوست داشتن کارهایی که میکردم، بدون اینکه حتی کسی بدونه انجامشون دادم چه برسه به اینکه موفقیت صداشون بزنه.

این هفته ها که کمتر پست میذاشتم در حال مرور کارهایی بودم که به اسم #آقای_خطای_دید در یک سال اخیر انجام دادم.

فکر میکنم با قرار گرفتنم در پشت این اسم از حالی که امروز دارم خوشحال نیستم. فکر میکنم این موضوع باعث شد تا خودم نباشم. جای اینکه این اسم نشانی از من باشه، من شبیه اون شدم. کارهایی رو میکنم که آقای خطای دید میخواد نه خودم. برای همین میخوام که کم کم با آقای خطای دید خداحافظی کنیم! .
و استاد میفرماید:

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تصنیفی از این شعر با صدای علی جهاندار توی کانال گذاشتم که میتونید گوش بدید و با حال من همراه بشید.
#صالح_سخندان

behdad-mobini

به بهانه تولد بهداد مبینی

کپشن اینستاگرام:

سالها میگذرد و #دوستی عمیق تر میشود و زیبا تر و همان قدر #ظریف و حساس. تولدت مبارک #بهدادمبینی جان
این مجسمه رو روی مغز گرافیت مداد تراشیدم که از دو سمت دیده میشه. این مجسمه احتمال زیاد کوچک ترین #مجسمه #خطای_دید دنیا است

سایت شخصی بهداد میبینی