اولین استیکر سه بعدی ایران

داستان اولین استیکر سه بعدی

فروردین۱۳۹۲

یک سال گذشته بود و هرجا صحبت میکردم نمیشد که بشه. سراغ شهرداری ها و جاهایی که فکر میکردم ربطی داشته باشه میرفتم. (اگرنمیدونید ماجرا چیه دو تا پست قبل رو ببینید.) تا اینکه بهمن نود و یک، ایمیل روابط عمومی یک شرکت نفتی داستان رو کمی تغییر داد. توی ایمیل یک شماره تماس بود و نوشته بود کجایی شما؟! منم گفتم خونه! اون زمان فقط یک وبلاگ و یک صفحه فیسبوک داشتم که فالویر چندانی هم نداشت. خلاصه که با یه عدد کم اون کار رو قبول کردم و شد این عکس هایی که می‌بینید. باور کنید یا نه، این کار جزو اولین استیکر سه بعدی های دنیا بود.

سال قبلش که داشتم سعی میکردم کارهام رو معرفی کنم. با خودم گفتم حتما مشکل سازمان ها اسمه و رسم نداشتمه که قبول نمیکنن. برای همین اسمی که از بچگی با ترکیب اسم و فامیلم ساخته بودم و همیشه و همه جا مینوشتم انتخاب کردم. شد صالسو و بعدش هم یک آرت به خیال اینکه هنرمند شدم گذاشتم آخرش.

پ.ن: کی گفته همه باید برای موفق شدن سختی بکشن؟ نمیدونم کی گفته ولی اینو میدونم که بدون سختی هر چیزی هم به دست بیاد موقتیه.
یعنی بقای حس موفقیت به دوام سختی است.

#داستان #کار #هنر #زندگی

اولین استیکر سه بعدی ایران

21040991_1395402387222680_5690049480640954368_n

اولین استیکر سه بعدی شاید جهان

فروردین ۱۳۹۱

این عکس فکر کنم برای آخرای سال نود باشه. اولین باری بود که داشتم سه بعدی چاپی رو امتحان امتحان میکردم. تازه ازدواج کرده بودم و ته حسابم چیزی کمتر از دویست تومن پول بود. خیلی سختم بود که پنجاه تومنش رو بدم برای چاپ کردن چیزهایی که هیچ کس قرار نبود براش پولی بده. حوالی سید خندان، نزدیک دانشگاهی که درس میخوندم، روی بنر چاپشون کردم. بردمشون پارک چیتگر تا جای کافی برای پهن کردنش داشته باشم. دورشون رو بریدم و شد این چیزی که توی عکس می بینید. الآن می‌بینم که چقدر حتی بد بود! ولی راضی بودم. نه از نتیجه کارم بلکه از خود کاری که کردم.

پ.ن: کسی که توی عکس می‌بینید محمدجواد، دوست خوبمه که زمانی خیلی ایاغ بودیم و عکاس هم محمده که خیلی جاها همراهیم میکردن.

و حضرت میفرماید:

این جهان همچون درخت است ای کرام
ما برو چون میوه های نیم خام
سخت گیرد خامها بر شاخ را
زانک در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان
سست گیرد شاخ ها را بعد از آن

#رضایت #مسیر #سرگذشت

 

actor-illusion

بازیگران زیبای سینما و خطای دید

به ضربدر وسط این ویدیو نگاه کن. سعی کن پلک نزنی و خیره بمانی. در این مدت تصاویر بازیگران در حال تغییر است. چره آنها کاملا طبیعی است و دستکاری نشده است. ولی شما چهره آنها را در هم رفته و بیشتر ترسناک می‌بینبی. هر چند بار که دوست داری این کار را تکرار کن و چهره بازیگران را چک کن. ولی هیچ وقت نمیتوانی جلوی این خطای دید را بگیری.

پینوشت:

این یک تکنیک خطای دید است و من هیچ منظوری از انتخاب بازیگران عزیزمون که خیلی هم دوستشون دارم ندارم.
صد البته خیلی دوست داشتم از عکس یک سری از آدم های سیاست استفاده کنم. که از وحدت و دوستی در عید فطر صحبت میکنند ولی هرچه میتوانند دعوا و اختلاف را بین مردم میکشند!! آقا میخواهی سیستم را عوض کنی بیا بگو! به جان خودم خیل ما را جدی گرفتی، ما بخار آنچنان نداریم که میترسی! حالا چها سه سه نباشد یک دو سه باشد! بازیکنها که عوض نمیشوند! مربی هم بیاد تو زمین باز هم همان آش و همان کاسه است! چون که از مااست که بر مااست!

 

instapost-whichisreal6

رطب خورده منع رطب میکند!

کدوم واقعیه؟ یا کدوما؟ بعید میدونم بتونید کامل جواب بدید. کامنت بذارید و بگید کدوم واقعیه؟

داستان این سری کارهام که شما حدس میزنید کدوم واقعیه، چقدر شبیه احوال مملکت شده. به سختی میشه واقعیت اتفاقات رو تشخیص داد!
هر دقیقه نمایش اخلاق، راستی، انگیزه، امید، پاکی و کار داریم ولی #واقعیت چیز دیگه بوده.

این ها رو بهونه کردم تا مطلبی درباره پست قبل و کامنت هاش بگم. درباره پخش نشدن صدای #استاد #شجریان از صدا و سیما. سال هشتاد هشت استاد برای دومین بار بعد از چهارده سال به صدا و سیما نامه نوشت. و گفت از پخش کارهاش بدون اجازه و حق بخش راضی نیست. لینک متن نامه رو پایین گذاشتم.

اما جواب این نامه به جای دلجویی و احقاق حق، بایکوتشون بود. این رفتار برای صدا و سیمای جمهوری #اسلامی است! کسی نمیتونه حق قانونی و شرعی اش رو طلب کنه! این فقط یک نمونه از بی اخلاقی این سازمان یا رسانه است. پخش فوتبال، فیلم های روز دنیا، موسیقی و هزار محتوا بی اجازه و به صورت دزدی! این حرف ها رو بی تجربه نگفتم. چندین بار تلوزیون بدون پرداخت حق پخش که هیچ، بدون اجازه که هیچ، حتی بدون ذکر اسمم، کارهام رو پخش کرده. که مبادا تبلیغ یک هنرمند رو کرده باشه.
راستش را بخواید، من هم راضی نیستم که تلوزیون از ویدیو هام استفاده کنه.
تمام.

نامه استاد شجریان به صدا و سیما در سال ۸۸:

http://www.asriran.com/fa/news/75428/نامه-اعتراض-آمیز-شجريان-به-ضرغامی

وقتی قاب عکس زنده می شود!

در این کار قرار بود که تابلویی داشته باشیم که زنده بشه!‌ گویا نتیجه خیلی خوب بوده! من وقتی خنده این دوستان رو در کنار کارهام میبینم، واقعاً خستگیم در میره ! آرزو میکنم بتونم کارهای بهتری رو انجام بدم.

 

مردم با دایناسور بیشتر خندیدند

هرکدوم از این عکس های برای صاحبان اونها خاطره ساز شدند و تبدیل به یادگاری جالب سفرشون به جزیره کیش شده. این کار یکی از شش استیکر سه بعدی بود که برای مجتمع دامون کیش طراحی کردم و در اسفند ماه ۱۳۹۵ نصبشون کردیم.

از تعداد عکس ها اینطور برداشت میکنم که از این کار بیشتر از سایر آثار استقبال کردند. شاید این موضوع به دلیل فضای بیشتر غیر واقعی اون میتونه باشه. امیدوارم بتونیم این تجربه رو با سوژه های دیگه و کیفیت بیشتر بارها و بارها تکرار کنیم.

عکس های زیادی با این دایناسور به دستم رسیده که توی پست های بعدی به مرور منتشر میکنم. حالا به نظر شما از بین این عکس ها کدام خلاق تر هستند. اگر هیچکدوم! شما چه ایده ای دارید و اگر بودید چظور عکس میگرفتید