chigar2-600x600

ترس از اولین تجربه ها – نقاشی پارک چیتگر

ما از تاریکی میترسیم چون نمیدانیم که در آن تاریکی چه اتفاقی در حال افتادن است یا اصلا چه چیزی وجود دارد. هر صدایی را به هر چیزی میتوانیم ربط بدهیم. در کل ترس بیشتر از ندانستن است تا یک خطر واقعی.

صفر: این ویدیو مربوط به اولین مواجهه ام با مردم بود. ماه ها قبل از آن با خودم کلنجار میرفتم که این کار را بکنم. اگر اصرار محمدجواد نبود ممکن بود تا ماه ها بعد از آن هم این کار را نکنم. اما امروز که به ویدیوی کامل این کارم نگاه میکردم، چقدر از ترس ام خنده ام گرفت. چقدر نظر و برخورد افرادی که در فیلم می‌بینید برایم جذاب بود.

اگر از دوستان قدیمی باشید، میدانید که این نقاشی را فروردین سال نود و یک در پارک چیتگر کشیدم. نکته جالبش استفاده ام از چهار رنگ گچ بود. همان ها که در مدرسه با آن روی تخته سیاه می نوشتیم. فکر نکنید به خاطر توانایی خارق العاده یا ادعای زیادم بود. نه! پاستل گچی خیلی گران بود.
فکر میکنم هفده یا هجده متر مربع شده بود. شش ساعت هم طول کشید تا بشود این که می‌بینید. حالا هم که نگاهش میکنم با خودم میگویم چقدر بد بوده. چرا اینها به به و چه چه میکردن؟! فردای آن روز هم باران آمد. پاک شد و رفت پی کارش. تنها همین فیلم و عکس ها برایم ماند.

یک: چقدر جالب! موقع نوشتن متن بالا به این فکر میکردم که برای فیلم و ویدیو کلمه فارسی نداریم. کلمه نداریم، چون چیزهایی که خودمان خلق نکرده ایم و نیاز داریم را باید همانطور که خالقش گفته بپذیریم. چند صد سال است که بیکار نشسته ایم؟!

دو: چند وقت پیش جمله جالبی خواندم. فکر میکنم به احتمال زیاد تحریف شده است. به نظر بی ربط می‌آید ولی من ربطش میدهم. «حتی اگر دشمن هم نداری، وانمود کن که کشور در خطر است. در این صورت مردم برای رهایی از خطر و ترس، از سیاستمداران پیروی و اطاعت می کنند»

Leave a Comment